ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
خدايا! حجّت من در گستاخىام بر خواستن از تو، با اين كه آنچه را نمىپسندى، انجام دادهام، بخشش و كَرَم توست و پشتوانهام در سختىِ خويش با وجود بىشرمىام، رأفت و مهربانى توست. اميد بستهام كه بين اينها، نااميدم نمىكنى. پس، اميدم را برآور و دعايم را بشنو، اى بهترين كسى كه نيايشگر، او را مىخواند و برترين كسى كه اميدوار، به او اميد مىبندد!
سرورم! آرزويم بزرگ، ولى كردارم زشت است؛ از بخشايش خود به اندازه آرزويم عطا كن و مرا به بدترين كارم مؤاخذه نكن. تو بزرگوارتر از آنى كه گنهكاران را كيفر دهى و بردبارتر از آنى كه كوتاهىكنندگان را مجازات كنى.
سرورم! به احسانت پناهندهام و از تو به سوى خودت مىگريزم و وعده گذشتى را كه به خوشبينان به خويش دادهاى، حتمى مىدانم. پروردگارا! مگر من كيستم و چه اهمّيتى دارم؟ به احسانت مرا ببخشاى و به گذشتت بر من منّت گذار. پروردگارا! با پوششت مرا بپوشان و با ذات بزرگوارت از سرزنشم درگذر. اگر امروز، كسى جز تو بر گناهم آگاه مىشد، انجامش نمىدادم و اگر از كيفر امروزت بيم داشتم، از آن پرهيز مىكردم، [البتّه] نه آن كه پيش من بىمقدارترينِ بينندگان يا ناچيزترينِ مطّلعان از من باشى؛ بلكه چون تو اى پروردگار بهترينِ پوشانندگان و دادگرترينِ داوران و بزرگوارترينِ بزرگوارانى؛ [و] عيبپوش و خطابخش و غيبدانى؛ [و] با كَرَمت گناه را مىپوشى و با بردبارىات، كيفر را به تأخير مىافكنى. پس، تو را سپاس بر بردبارىات پس از دانستنت، و بر گذشتت پس از قدرتت. بردبارىات به من، بر گناه، گستاخم مىكند و عيبپوشىات بر من، به بىشرمىام مىكشاند و شناختى كه از رحمت گسترده و گذشت بزرگ تو دارم، مرا در روى آوردن به گناهان، شتاب مىبخشد.
اى بردبار، اى بزرگوار، اى زنده پابرجا، اى آمرزنده گناه، اى پذيرنده توبه، اى بزرگمنّت و اى ديريناحسان! كجاست پوشش زيبايت؟ كجاست گذشت بزرگت؟ كجاست گشايش نزديكت؟ كجاست پناه دادنِ سريعت؟ كجاست رحمت گستردهات؟ كجاست بخششهاى فراوانت؟ كجاست عطاهاى گوارايت؟ كجاست رفتارهاى ارجمندت؟ كجاست فضل بزرگ و منّت عظيم و احسان ديرينت؟ كَرَمت كجاست، اى كريم؟ با كَرَمت، نجاتم بخش و با رحمتت، رهايم كن!
اى احسانكننده، اى زيباكردار، اى نعمتبخش و اى صاحب احسان! در نجات از كيفرت، به اعمال خود تكيه نمىكنيم؛ بلكه به احسانت بر ما، دل بستهايم؛ چرا كه تو اهل تقوا و اهل آمرزشى. از روى نعمت، آغازگر احسانى و