ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
از روى كَرَم، بخشاينده گناه. نمىدانيم چگونه سپاست گوييم و كدام نعمتت را شكر كنيم: آيا بر آن زيبايىاى كه مىگسترى؟ يا بر آن زشتىاى كه مىپوشانى؟ يا بر آن بلاها و امتحانهاى بزرگى كه آسان ساختى؟ و يا آن سختىهاى بسيارى كه از آنها نجات و عافيت بخشيدى؟
اى دوستِ آن كه به درگاهت مهر ورزد! اى نور چشم آن كه به تو پناه آورَد و از ديگران بگسلد! تو نيكوكارى و ما بدكاريم. پس، پروردگارا! به زيبايىِ لطف و كَرَمت، از زشتى گناهمان درگذر!
پروردگارا! كدام نابخردى است كه بخشش تو نتواند آن را فرا گيرد؟ يا كدام زمان، بلندمدّتتر از تحمّل توست؟ و اندازه كارهاى ما در كنار نعمتهاى تو چيست؟ و چگونه كارهاى زشتمان را در مقابل بزرگوارىات، زياد بشماريم؟ بلكه چگونه مجال بر گنهكاران، تنگ مىشود، با آن رحمت گسترده تو كه آنان را فرا گرفته است؟
اى گستردهآمرزش، اى گشادهدست به رحمت! به عزّتت سوگند اى سرورم اگر مرا برانى، از درگاهت نروم و از التماس به تو دست بر ندارم؛ چرا كه تو را با جود و كَرَم مىشناسم. تو آنچه را بخواهى، مىكنى؛ و هر كه را هر گونه بخواهى، عذاب مىكنى؛ و هر كه را به هر سبب كه بخواهى، هر گونه كه بخواهى، رحم مىكنى.
در كار تو، چون و چرا نيست و در فرمانروايىات كسى مخالف نيست. در فرمانت، بىشريكى و در حكومتت، بىرقيبى و در تدبيرت، كسى بر تو ايراد نمىگيرد. آفرينش و فرمان، براى توست. خجسته است خداوند، پروردگار جهانيان.
پروردگارا! اين، جايگاه كسى است كه به تو روى آورده و به آستان كَرَمت پناهنده شده و همدم احسان و نعمتهاى توست. تو، آن بخشندهاى هستى