ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
كه گذشتِ تو تنگ نمىشود و احسانت كاسته و رحمتت كم نمىگردد. ما به عفو ديرين تو و احسان بزرگ و رحمت گستردهات، اطمينان داريم. پروردگارا! آيا ممكن است بر خلاف گمانمان با ما رفتار كنى و يا آرزوهايمان را بر نياورى؟ هرگز، اى بزرگوار! نه گمانِ ما به تو اين گونه است و نه انتظار ما از تو، چنين.
پروردگارا! ما به درگاهت آرزويى طولانى و بسيار و بزرگ داريم. نافرمانىات كردهايم؛ ليك اميد آن داريم كه بر ما بپوشانى. تو را خواندهايم و اميد استجابت داريم. مولاى ما! اميدمان را برآور، كه مىدانيم با كارهايمان مستحقّ چه كيفرى هستيم؛ ليكن اين كه به ما آگاهى و اين كه مىدانيم روى رحمت از ما برنمىگردانى، ما را بر آن داشته كه به درگاهت رغبت كنيم، هر چند شايسته رحمتت نباشيم؛ امّا تو شايسته آنى كه بر ما و گنهكاران، با احسان گستردهات، بخشش كنى. پس، آن گونه كه تو شايسته آنى، بر ما منّت بگذار و بر ما ببخش، كه ما نيازمند احسان توييم.
اى آمرزنده! به فروغ تو، راه يافتهايم و به احسان تو، بىنياز شدهايم و صبح و شام ما، همدم نعمت توست. گناهانمان پيش روى توست؛ از آنها به درگاهت آمرزش مىطلبيم و توبه مىكنيم. تو با نعمتها، به ما محبّت مىكنى و ما با گناهان، با تو مخالفت مىكنيم. نيكىِ تو بر ما فرود مىآيد؛ ولى بدىِ ما به سويت بالا مىرود. هميشه فرشتهاى بزرگوار، از ما كار زشت به حضورت مىآورد؛ امّا اين، سبب نمىشود كه نعمتها و نيكىهايت را از ما دريغ بدارى. پس، منزّهى تو، از آغاز تا انجام. چه بردبار و بزرگ و كريم بودهاى و هستى! نامهايت مقدّس، ستايشت بزرگ، و نعمتها و كارهايت بزرگوارانه بوده است. خدايا! احسان و بردبارىات، گستردهتر و بزرگتر از آن است كه آن را با رفتار و خطاى من مقايسه كنى. پس سرورم، سرورم، سرورم! ببخشاى، ببخشاى!
خداوندا! ما را به ياد خودت مشغول دار و از خشم و عذابت پناهمان ده و از نعمتهايت روزىمان بخش و از احسان خود بر ما نعمت بده و حجّ خانهات و زيارت قبر پيامبرت را كه درود و رحمت و آمرزش و رضوان تو بر او و خاندانش باد روزىمان كن. همانا تو نزديك و شنوايى؛ و به ما عمل به فرمانبرىات را روزى كن و ما را بر آيين خود و سنّت پيامبرت ٦ بميران!