إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦ - فضايل على
در را باز كنيم متأسفانه هر چه كرديم باز نشد دانستيم كه مطلب غير عادى است كه اين امر امر خداست بعد از چهار روز فاطمه از خانه خدا بيرون آمد قنداقهى على بن ابى طالب ٧ در دستش بود.
سپس فرمود: من از تمام زنان گذشته برتر و بالاترم زيرا كه آسيه دختر مزاحم خدا را در جايى كه خداپرستى ممنوع بود پنهانى پرستش كرد، مريم دختر عمران نخله خشكيده را حركت داد تا از آن خرماى تازه بخورد ولى من آشكارا وارد خانهى خدا شدم و از ميوهها و خوراكهاى بهشتى خوردم، هنگامى كه خواستم از خانهى خدا بيرون بيايم گويندهى غيبى فرياد زد كه اى فاطمه نام نوزاد را على بگذار زيرا كه صاحب خانه على اعلى است ميفرمايد كه نام او را از نام خودم جدا كردم و او را تربيتش نمودم و بر مشكلات علمى خود آگاه كردم و او همانست كه در خانهى من بتها را درهم شكند و بر فراز خانهى من اذان بگويد و مرا بزرگ شمارد و بياد من باشد خوشا بحال آن كس كه على را دوست داشته باشد و از او پيروى كند.
گويند كه روز جمعه سيزدهم ماه رجب سال سىام از عام الفيل على ٧ بدنيا آمد نوزادى پيش از على و بعد از او در خانهى خدا بدنيا قدم نگذارده و اين افتخار فقط براى عليست كه خداى از او اكرام و احترام فرموده در آن روزى كه على ٧ متولد شد سى سال از عمر پيامبر گذشته بود رسول خدا على را خيلى دوست داشت بمادرش فرمود كه گهوارهى على را كنار بستر من بگذار على در دامن پيغمبر تربيت شد و پرورش يافت، پيغمبر او را شستشو ميداد و شيرده برايش اجير مىكرد و هنگام خواب گهواره جنبانيش را مىنمود و ذكر