إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤١٦ - حديث سليمان اعمش با منصور دوانيقى در فضل اهل بيت
آگاهى كه در كجايند اى لطيف لطف فرما بلطف خودت نگهدارى كن و سالم نگهدار آن دو را در هر كجاى زمين باشند هنوز سخنش بپايان نرسيده بود كه جبرئيل امين نازل شد و گفت اى محمّد افسرده خاطر و غمگين مباش زيرا كه دو فرزندان تو در پيشگاه خداى تبارك و تعالى در دنيا و آخرت آبرومندند و پدر آن دو بهتر از آنانست و هم اكنون آن دو در باغستان بنى نجار خوابند و خدا براى نگهدارى آنان فرشتهاى را موكل نموده.
چون رسول خدا شنيد او و كسانى كه حاضر بودند رفتند تا حسن و حسين را پيدا كردند ديدند كه دستها را بگردن يك ديگر افكندهاند و خوابند و فرشته موكلى با پرى آنان را سايه و با پر ديگر از حرارت خورشيد مانع مىشود رسول خدا ميلى بآن دو كرد يكى را پس از ديگر بوسيد و دست به سر و صورتشان كشيد تا از خواب بيدار شدند پيامبر حسن را و جبرئيل حسين را برداشتند تا از باغستان بنى النجار بيرونشدند.
پيامبر فرمود: امروز خدا بشما شرفى داده از طرف خودش كه بكسى جز شما نداده جبرئيل هميشه بصورت دحيه كلبى ميبود سپس ابو بكر با آن دو برخورد نمود عرضكرد يا رسول اللَّه يكى از اين دو بچه را بمن بده تا بارت را سبك نمايم يا رفيقت بچه را بمن دهد سپس پيامبر فرمود: واگذارشان كه خوب حملكنندگانى دارند و نيكو مركبهائى در اختيارشان هست ولى پدرشان از اينان برتر است.
رفتند تا وارد مسجد شدند بعد رسول خدا به بلال فرمود: مردم را بگو بيايند بلال فرياد زد و مردم را گرد آورد بعد پيامبر سر پا