إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٣٦ - داستان حذيفه يمانى با مسلم ايرانى
رسول خدا بجبرئيل فرمود: اين چه آزمايشى است جبرئيل عرض كرد اى محمّد همانا خداى تعالى ترا سلام ميرساند و ميفرمايد: كه من پيامبرى پيش از تو نفرستادم مگر اينكه در پايان زندگيش جانشينى كه بجايش بنشيند برگزيد و روش و احكامش را زنده كرد پس راستگويان آنانند كه فرمان رسول خدا را اجرا ميكنند و آنان كه نافرمانى او را ميكنند دروغگويانند.
همانا اى محمّد نزديك شده رفتن تو بسوى پروردگارت خدا فرمان ميدهد بتو كه پس از خود على بن ابى طالب را براى امتت انتخاب كنى او جانشين تو است كه قيام بارشاد و هدايت امت و رعيتت ميكند اگر امت پيروى او را كردند سالم خواهند ماند و اگر نافرمانى او را كنند گمراه و كافر ميشوند و بزودى اين كار را انجام ميدهند اين است آزمايشى كه قرائت كردى در آيه.
و همانا خداى تعالى بتو دستور ميدهد كه تمام علم و دانشت را بعلى بياموزى و او نگهدارى كند آنچه را كه تو نگهدارى كردهاى امانتت را باو بسپار زيرا كه او امين است، اى محمد من ترا به نبوت و پيامبرى برگزيدم و براى تو جانشينى انتخاب كردم.
حذيفه گفت رسول خدا على ٧ را خواست و با او خلوت كرد همان روز و شب را علم و حكمتى كه خدا با وى سپرده بود او هم بعلى سپرد و او را آگاه كرد آنچه را كه جبرئيل گفته بود اين داستان روزى بود كه پيامبر در خانه عايشه دختر ابو بكر بود، عايشه عرضكرد اى رسول خدا خلوت تو با على امروز بدرازا كشيد پيامبر از او دورى كرد.