إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩ - فصل -«عبادت آن سرور»
نظرش را از دنيا جدا ميكرد بطورى كه در آن حال درد و المى را درك نميكرد زيرا هر گاه ميخواستند تيرى كه بر بدنش فرو رفته بيرون آورند او را واميگذاشتند تا مشغول نماز شود.
در آن هنگام كه بنماز ميايستاد و متوجه بسوى خداى تعالى ميشد تير را از بدنش بيرون ميكشيدند و او اصلا حس نكرد پس چون از نماز فارغ شد تير را ديد بفرزندش حسن ٧ فرمود: اين نيست مگر كار تو اى حسن ٧.
على ٧ هيچ گاه نماز شبش را ترك نكرد حتى در شب ليلة الهرير[١] نماز شب آن حضرت ترك نشد و آن حضرت روزى در جنگ صفين كه آتش جنگ روشن بود و زبانه ميكشيد تماشاى خورشيد ميكرد سپس ابن عباس عرض كرد يا امير المؤمنين چرا تماشاى خورشيد ميفرمائيد فرمود براى اينكه بدانم كى وقت زوال خورشيد مىشود تا نماز بخوانم، ابن عباس عرض كرد آقا مگر اكنون كه ما سرگرم پيكاريم وقت نماز است على ٧ فرمود: مگر براى چى ميجنگيم همانا ما براى نماز پيكار ميكنيم.
اما از نظر عبادتهاى پنجگانه كه نماز و زكاة و روزه و حج و
[١] ليلة الهرير يكى از شبها بود كه در جنگ صفين لشكر على و معاويه بجان يك ديگر افتادند و در آن شب سربازان دشمن از ترس شمشير على صداى گربه ميكردند بدين مناسبت آن شب را ليلة الهرير ناميدند و در آن شب على ٧ پانصد نفر از سربازان دشمن را كشت و مالك اشتر نيز پانصد نفر ولى فرقش اين بود كه مالك هر كس را ميديد مىكشت ولى على ٧ توجه ميكرد اگر كسى در نسل آينده و صلب او مؤمنى بود نمىكشت.