إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٣٤ - فضيلت نجف اشرف
و محمّد را در آنجا خليل و حبيب خود گرفت و آن را جايگاه پيامبران قرار داد.
و روايت شده كه همانا حضرت امير المؤمنين بپشت كوفه نگاهى كرد و فرمود چقدر چهره تو زمين نيكوست، چقدر دل تو زمين خوش بو است بار الها قبر مرا در اينجا قرار ده و از ويژگيهاى آن تربت است كه عذاب برداشته شده در آنجا، محاسبه نكير و منكر نيست براى كسى كه در آن زمين دفن شود. در آنچه كه روايات صحيح وارد شده از اهل بيت.
و روايت شده از قاضى ابن زيد همدانى كوفى كه او مردى شايسته و عابد بود گفته است كه شبى من در مسجد جامع كوفه بودم شب باران و بادى بود درى كه معروف به باب مسلم بود گروهى زدند در برايشان باز شد با آن جنازهاى بود جنازه را وارد كردند بر صفهاى كه معروف به باب مسلم بن عقيل بود نهادند بعد يكى از آنان خوابيد و در خواب ديد گويندهاى بديگرى ميگويد نمىبينم او را تا اينكه بدانم براى ما با او حسابى است يا نه سپس روى ميت را باز كرد و برفيقش گفت بلكه براى ما با او حسابى است سزاوار است درين هنگام با شتاب از او گرفته شود پيش از آنكه از اينجا تجاوز كند پس باقى نماند براى ما راهى، از خواب بيدار شد خواب را براى ديگران حكايت كرد و سپس آن جنازه را برداشتند بسوى مشهد شريف آوردند.
|
اذا مت فادفنى الى جنب حيدر |
ابى شبر اكرم به و شبير |
|
|
فلست اخاف النار عند جواره |
و لا اتقى من منكر و نكير |
|