إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٣٣ - فضيلت نجف اشرف
و جنگهاى بسيار در زمان پيامبر بزرگوار و بعد از دوران رسول خدا و اين جنگها سبب كينه منافقان و مارقين و نهروانيان شد بر آن حضرت بطورى كه چون ابن ملجم را گرفتند تا بكشند بامام حسن گفت من ميخواهم سخنى بگوش تو بگويم اى پسر رسول خدا حضرت امام حسن امتناع كرد فرمود ميخواهد گوش مرا بدندان بگيرد، هر گاه كه كار اين كافر خبيث چنين باشد و كينه او باين اندازه باشد آنهم درين حال كه او را براى كشتن آوردهاند پس چطور خواهد بود حال معاويه و اصحاب و يارانش از بنى اميه و يارانشان كه سلطنت و دولت براى آنان و بدست آنها بود.
چنين بودند كه اصرار داشتند بخاموشى نور اهل بيت و پنهان كردن نشانههاى آنان و بدين جهت حضرت سفارش كرد كه سرّى و نهان دفن شود از بيم بنى اميه و يارانشان از خوارج نهروان و امثال آنان كه مبادا بر قبرش حمله آورند و چه بسا آن قبر را نبش كنند اگر بدانند در كجاست و وادار كنند بنى هاشم را بجنگ و دعوائى كه از آن در حال حيوة و زندگيش صبر كرد، پس چطور راضى نميشود بترك آنچه كه در آن ريشه نزاع است بعد از وفاتش و چون دانستند اهل بيت آن حضرت كه اگر ايشان قبر را آشكار كنند، متوجه نميشود بآن قبر مگر تعظيم و احترام ناچار ايشان رهنمائى بر آن قبر كردند و آشكار نمودند.
[فضيلت نجف اشرف]
دوم در فضيلت مشهد شريف غروى بر زائرانش درود و سلام باد و آنچه كه براى خاك و دفن در آن مكان است از برترى و شرف از ابن عباس روايت شده كه غرى تكهايست از آن كوهى كه خداى جلّ شأنه با موسى بن عمران سخن ميگفت و خدا را در آنجا تقديس ميكرد