إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٣ - پاسخ اعتراضات قيس بن اشعث كندى
مردم او را عيب نگرفتند و فتوايش را پذيرفتند و سخنش را نيكو شمردند و فتوى را سنت رسول اختيار كردند و صواب ديدند درين مسأله حكمى داد كه اگر همان حكم را ديوانهاى ميداد بر او عيب ميگرفتند.
و نيز حكم او در بارهى زنى كه چهار سال تمام همسرش گم شده بود بعد ازدواج كرد پس اگر همسرش آمد مخير است ميان اينكه صداق بپردازد يا زنش را بگيرد بعد مردم همين فتوى را پذيرفتند از او از جهت بىاطلاعى بكتاب خدا جلّ جلاله و روشن نبود نشان به سنت رسول خدا.
و نيز داستان بيرون كردن او اعجمى را از مدينه و فرستادن او را بسوى آستاندارانش با طنابى كه درازيش پنج وجب بود و فرمان دادن او در بارهى هر كس از اعاجم (غير عرب) قدش بقدر اين طناب باشد گردنش را بزنند و بر گرداندن اسيران مشركين بستهى بريسمانها را مردم نيز اين فتوىها را قبول كردند تماشاتر از همه اينكه دروغگوئى را بواسطه دروغ سنگسار كرد كه هيچ نادانى اين فتوى را قبول نميكند گمان كردند فرشته بزبان او سخن ميگويد و او را تلقين ميكند، اسيران اهل يمن را آزاد كرد، او با رفيقش از سپاه اسامة بن زيد سر پيچيدند با اينكه با او به امارت سلام مىدادند.
بعد شگفت آورتر از اينها كه او دانسته بود و اطرافيانش كه با اويند دانسته بودند كه رسول خدا آن دو را فرمانداد بكشتن مردى كافر و آن دو سرپيچيدند و گفتند سپاس پروردگارى را كه ما را از كشتن مردى بازداشت فرمان رسول خدا را درين باره اجرا نكردند، سپس رسول خدا بر آن دو بواسطهى نافرمانيشان خشم كرد پس از برگشتن آن دو