إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٢٤ - سلوني قبل أن تفقدوني
حساب شود.
حضرت فرمود چه صلاح ميدانى اگر دانههاى ريز خردل بر زمين ريخته شود بطورى كه هوا را بهبندد ما بين زمين و آسمان بسته شود بعد بتو اجازه داده شود با اين ضعف و ناتوانى كه دارى كه دانه دانه از مشرق بمغرب انتقال دهى در تمام عمرت و نيروى اين كار بتو داده شود تا دانهها را انتقال دهى و بشمارى اين كار براى تو آسانتر است از اينكه بدانى چند سال كه عرش خدا بر فراز آب قرار گرفته پيش از آنكه زمين و آسمان آفريده شود و همانا تعريف كردهام تا تمامى ده ده را براى يكدهم از جزء يك صد هزار جزء و من طلب آمرزش ميكنم از خدا از كم كردن و محدود نمودن سپس آن مرد سرش را حركت داد و اين اشعار را سرود:
|
انت اصيل العلم يا ذا الهدى |
تخلوا من الشك الغياهيبا |
|
|
خرت اقاصى كل علم فما |
تبصر ان غولبت مغلوبا |
|
|
لا تنثنى عن كل اشكوله |
تبدى اذا حلت اعاجيبا |
|
|
للَّه درّ العلم من صاحب |
يطلب انسانا و مطلوبا |
|
١- تو ريشه دانشى اى راهنماى هدايت از تيرگيهاى شك خالى هستى.
٢- فرو ريخت كاخهاى دانش و ديده نشد كه تو شكست خورده باشى.
٣- بزانو در نمىآئى از هيچ مشكل علمى كه آشكار مىشود زمانى كه مشكلات را باز كنى.
٤- خير كثير خدا از صاحب دانشى كه انسان طلب است.