إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩ - شرحى از جود و سخاوت و نزول سوره هل أتى
رفته، رسول خدا فرمود، اين دراهم را ببر هر گاه آمد باو بگو با اين پولها براى شما غذا خريدارى كند.
سپس رسول خدا بيرون شد على وارد خانه شد و گفت پسر عمويم آمده من همانا بوى خوشى مىيابم فاطمه عرضكرد آرى بعد هم پولها را بعلى ٧ داد و مبلغ آنها هفت درهم سياه هجريه بود و آنچه پيامبر فرموده بود خاطر نشان على ٧ كرد على ٧ فرمود اى حسن بلند شو با من بيا هر دو وارد بازار شدند ناگاه ديدند مردى ايستاده و ميگويد كيست قرض دهد بخداوند بخشنده؟ سپس على ٧ بفرزندش فرمود: درهمها را باين مرد بدهيم؟ حسن بن على عرض كرد آرى بخدا پدر پولها را باو دهيم على ٧ پولها را بآن مرد داد و رفت بسوى خانهى مردى كه از او چيزى قرض كند.
در اين ميان عربى را ملاقات كرد كه شترى با او بود عرب بحضرت عرضكرد اين شتر را از من خريدارى كن حضرت فرمود پولش را ندارم عرب عرضكرد پولش را بشما مهلت ميدهم على ٧ فرمود: قيمتش چقدر است؟ عرضكرد يك صد درهم حضرت فرمود اى حسن شتر را بگير حضرت از او گذشت سپس عرب ديگرى را ملاقات كرد عرب عرض كرد يا على اين شتر را ميفروشى حضرت فرمود با اين شتر چه ميكنى عرضكرد اولين جنگى كه پسر عمت رسول خدا برود من با اين شتر بجنگ ميروم حضرت فرمود اگر بپذيرى اين شتر مفت و مجان از تو باشد.
مرد عرب عرض كرد بها و قيمت شتر همراه منست بچه مبلغ خريدهاى؟ فرمود بمبلغ يك صد درهم عرب عرضكرد من يك صد و هفتاد