إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٦٥ - سخنان آن سرور در باره آزمايش اوصياء و شرح آزمايشها چهاردهگانه
براى سوء قصد رو آوردند.
چون در برابر من قرار گرفتند با شمشير كشيده حركت كردم آنان را از خود راندم بعد حضرت نگاهى بيارانش كرد و فرمود چنين نيست؟ همه عرضكردند آرى چنين است اى امير مؤمنان.
و اما سوم اى برادر يهودى همانا دو فرزندان ربيعه و فرزند عتبه كه از شجاعان عرب بودند در صحنهى پيكار بدر هم آورد خواستند كسى پاسخ آنان را نداد پيامبر مرا و دو همراهم حمزه فرزند عبد المطلب و عبيده پسر حرث بن عبد المطلب را بلند كرد و من از همراهانم كوچكتر بودم و تجربهى جنگى كمتر داشتم سپس خدا بدست من وليد را كشت بغير از كشتهشدگان ديگر كه بدست من كشته شدند و سواى آنان را كه اسير كردم و در ميان ما جنگجويان من از همه بيشتر كشتم و درين روز عمويم كشته شد خداى او را بيامرزاد.
بعد توجهى بياران فرمود گفت آيا چنين نيست؟ همه گفتند آرى چنين است.
و اما چهارم، اى برادر يهود همانا اهل مكه براى خونخواهى پدرانشان كه در جنگ بدر كشته شده بودند بما رو آوردند از قبائل عرب هم كمك خواستند و همراه خود آوردند تا خونخواهى مشركان قريش را بكنند سپس جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و او را از نقشهى قريش آگاه كرد پيامبر هم با سربازانش در صحنهى پيكار احد آمادهى دفاع از دشمن شدند.
مشركان رو آوردند و يورش كردند گروهى از مسلمانان كشته بقيه هم فرار كردند من و رسول خدا تنها مانديم مهاجران و انصار همه