إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٠٨ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
و همانا فراموش كردند آنچه را كه بآنان ياد آورى بآن شدهاند كه عهد و پيمان پيامبرشان بود و ديديد كه چطور پيامبر اطاعت مرا بر آنان پافشارى و تاكيد نمود، آنان را از مقام و منزلت من خبر داد و رسالت خداوند را بآنان رساند در نيازشان بسوى من از نظر علم و دانش و بىنيازى من از ايشان و از تمام امت بواسطهى علمى كه خدا بمن بخشيده چطور دلسوزى كنم بر كسى كه جلو حق آشكار را بسته پس از آنكه برايش روشن شده و هواى نفسش را بخدائى گرفته و خداوند او را گمراه كرده، بر گوش و دلش مهر زده، بر ديدهاش پرده افكنده پس از خدا كى او را مىتواند هدايت كند؟ همانا فقط هدايت خدا هدايت است و آن دو هدايت دو راه است راهى بسوى بهشت و راهى بسوى دوزخ و دنيا و آخرت همانا مىبينى چه بر اين مردم فرود آمده عذابى كه عذاب شدهاند بآن هر كس كه پيش از اينان بوده از امّتان پيشين، چگونه كلام خدا را تغيير دادند، چطور جارى كردند سنت و روش كسانى را كه پيش از ايشان گذشت.
بر شما باد بچنگ زدن بريسمان خدا و دستگيرهى محكم او، شما باند خدا و رسولش باشيد پيمان رسول را بر خود واجب كنيد، ميثاق او بعهدهى شماست زيرا كه اسلام اول غريب بود بزودى بسوى غربت برگردد شما در ميان مردمانتان مانند ياران كهف باشيد.
زينهار كه امر خود را آشكار كنيد بر خانوادهى خود و فرزندان و دوستان و خويشانتان زيرا كه دين خدا عز و جل تقيه را براى دوستانش واجب كرده و اگر برسد شما را از طرف پادشاه فرصتى بر آنچه قدرت