إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٥ - آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على
يقين بفضل و رحمت و هدايت و نعمت خدا دارم نسبت بخودم هم چنين خداى عز و جل پيمانش را بر من گرفته، شك نمودن در برابر نعمتهاى خدا شرك است و هيچ گاه ترديد و شكى درين باره ندارم بر آن پيمانى كه خدا بر من گرفته تغيير و تبديل نميدهم اين هم بلطف و رحمت و صنع خداست من ترديدى ندارم كه بهشتى هستم درين باره هيچ گاه شكى ندارم بواسطهى اينكه خداوند بمن يقين عطا فرموده.
اما تو در پيشگاه خداوند كافرى بواسطهى انكار كردن تو عهد و پيمان الستى و ناديده گرفتن اقرار آنچنانى را كه خدا بر تو گرفته پس از بيرون آمدن از كانون رحم مادرت و پس از رسيدن بمقام والاى عقل و خرد و معرفت و بعد از تشخيص دادن خوب و بد را، خير و شر را و بعد از پذيرفتن پيامبران را و انكار كردن تو مر آنچه را كه در انجيل فرود آمده از گفتار پيامبران، تا زمانى كه برين عقيده باشى تو اهل آتش خواهى بود.
جاثليق گفت پس مرا از جايم كه در آتش است و از جاى خود كه در بهشت است خبر ده على ٧ فرمود: من كه نرفتهام تا جاى ترا در آتش و جاى خودم را در بهشت بشناسم ولى اين مطلب را از كتاب خدا مىشناسم همانا خداوند محمّد را بحق برانگيخت و بر او كتابى فرستاد كه «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[١] تمام دانش خود را در آن استوار ساخته و همانا رسول خدا از
[١] فصلت ٤٢ نيايد او را باطل از پيش رو و نه هم از پشت سر از طرف حكيمى پسنديده فرود آمده.