إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٧٣ - حديث حارث همدانى
شب در جريانست تا زمانى كه ارث برد خدا زمين را و هر كس را كه بر زمين است ترا مژده دهم.
اى حارث بايد بشناسى، سوگند بآن كس كه دل دانه را ميشكافد و آفرينش را آفريده براى من و دشمنان من مكانهائيست كه بايد بشناسد مرا در نزد مشكلات و در نزد صراط هنگام تقسيم كردن حارث پرسيد مقاسمه و تقسيم چيست فرمود تقسيم، بهشت و جهنم را بخش مىكنم بخشى صحيح و درست ميگويم اين براى من و اين هم براى دشمنم.
سپس حضرت امير المؤمنين دست حارث را گرفت و فرمود اى حارث دست ترا گرفتم همان طورى كه رسول خدا دست مرا گرفت در آن هنگام كه از قريش و منافقين شكايت كردم پيامبر فرمود هر گاه روز قيامت شود چنگ بريسمان خدا و حفظ و نگهدارى صاحب عرش ميزنم و تو نيز يا على بدامن من چنگ مىزنى فرزندانت بدامن تو چنگ ميزنند و شيعيانت چنگ بدامن شما ميزنند چه ميكند پيامبرى بوصيش؟ بگير اينها كه گفتم كه اندكى از بسيار است تو با هر كس كه دوست دارى باشى و براى تو است هر چه انجام دادهاى اين حرف را سه مرتبه على براى حارث تكرار كرد.
حارث حركت كرد و دامنش بزمين كشيده ميشد و ميگفت چه باكى دارم از پروردگارت بعد ازين هر گاه بميرم و مرگ مرا ملاقات كند.
صدوق از حضرت ابى جعفر محمّد بن على ٨ روايت كرده كه سائلى از گفتهى خدا عز و جل «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا