إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٦٢ - حديث لوح و نصوص بر امامت ائمه
ميكنم كه اول آنان بزرگ عبادتكنندگان، زينت دوستان گذشتهى من است و پسرش مانند جدش محمود محمّد باقر كه شكافنده علم و دانش من و كان حكمت من است.
بزودى شكّكنندگان در بارهى جعفر نابود شوند آنكه او را رد كند مانند ردكنندهى قول حق و ثابت من است او را در بارهى ياران و دوستانش يارى كنم پس از جعفر موسى را برگزيدم بعد از موسى آشوبهائى نزديك مىشود كه تاريككننده است پس واجب من قطع نگردد و حجت من پوشيده نماند، دوستانم به سختى و ناراحتى نمىافتند.
هر كس يكنفر از آنان را انكار كند مسلّم نعمت مرا انكار كرده و هر كس يك آيهى از كتاب مرا تغيير دهد همانا مرا نسبت به دروغ داده واى بر آنان كه نسبت دروغ ميدهند و انكار ميكنند آنگاه كه دوران موسى بن جعفر حبيب من بپايان رسد هر كس كه هشتم امام را انكار كند و تكذيب نمايد همهى اولياء و نمايندگان مرا انكار كرده، و على ولى و نمايندهى من و يار من است.
او كسى است كه قباى خلافت را بر اندامش افكندم او را نيرو دادم تا بار نبوت را بدوش كشد، ديوى سركش او را ميكشد دفن مىشود در شهرى كه او را بندهى صالح و شايسته بنا كرده است[١] امّا در كنار بدترين آفريدگانم همانا گفتهى من حق و ثابت است چشمان او را روشن كنم بفرزندش محمّد و جانشين بعد خودش، بهره برندهى دانشش، او كان دانش من است و جايگاه راز من است، حجت
[١] مراد از آن بندهى شايسته اسكندر ذو القرنين است.