إرشاد القلوب ت رضایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٣٤ - معجزات و كرامات آن سرور و اطلاع بر دلها و نفوس
امير المؤمنين شدم برگشتم گفتند كشته شده درود فراوانى بر او فرستادم هنگام فارغ شدن از درود گفتم علم و دانش رفت اول عدالتى كه من ديدم از او آن شب بود و آخرين دادگرى كه از او ديدم در آن روز بود چرا گريه نكنم. اين هم از نشانههاى امامت آن حضرت است.
[معجزات و كرامات آن سرور و اطلاع بر دلها و نفوس]
از ابو حمزهى ثمالى از حضرت ابى جعفر باقر ٧ روايت شده هنگامى كه حضرت امير المؤمنين اراده كرد بطرف خوارج نهروان برود مردمان كوفه ترسيدند حضرت فرمانداد در ميدانها لشكرگاه كنند در آن ميان شبث ابن ربعى و اشعث بن قيس كندى و جرير بن عبد اللَّه بجلى و عمرو بن حريث سر از فرمان پيچيدند، سپس عرض كردند:
اى امير المؤمنين اجازه ميدهى ما پى كارها و نيازمنديهامان برويم بعد بشما ملحق شويم.
حضرت فرمود: ميدانيد كه سرانجام بدى در كمين شماست اى بزرگان عرب بخدا سوگند شما براى كارهايتان پشت بجنگ نمىكنيد ولى پشت بجنگ ميكنيد و براى گردش بيرون ميرويد با يك ديگر مىنشينيد و مشورت ميكنيد در چيزى كه شما را از راه بيرون ميكنيد و توشه خود را در برابر خود پهن ميكنيد سرگرم غذا خوردن هستيد درين هنگام سوسمارى بر شما ميگذرد بغلامان دستور ميدهيد آن را بگيرند و پيش شما مىآورند سپس مرا از خلافت بر كنار ميكنيد و با او بيعت مىكنيد و او را امام خود قرار ميدهيد.
بدانيد كه من از برادرم رسول خدا شنيدم كه ميفرمود: روز رستاخيز شود نداكنندهاى فرياد ميزند هر گروهى بايد با پيشوائى كه