شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١٢ - باقى قصه هاروت و ماروت و نكال و عقوبت ايشان هم در دنيا به چاه بابل
اين سه بيت مضمون خطاب حق تعالى است به آن دو فرشته كه اگر آن شهوتى كه در انسان است در شما فرشتگان نهم گناه مىكنيد و جايى براى ماندنتان در آسمان نمىماند، آسمان حيطه عصمت ربوبى است و زمين خاكى جاى شهوت. شما را كه عصمتى است در آن حيطه به سر مىبريد و عكس عصمت پروردگار بر شما افتاده است چنان كه چون زمين جاى ذريّت آدم گرديد در معرض تباهى و فساد افتادند و در هر دوران گناه ورزيدند. فرشتگان جسمهاى نورانىاند و خيرند مقابل جنّيان كه جسمهاى نارىاند و شّر. نور فرشتگان عكس نور ايزدى است و ميان علما خلاف است در عصمت فرشتگان. بعضى گفتهاند: چون برابر فرمودهى خدا گفتهاند: «... أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها ...» (بقره، ٣٠) معصوم نيستند و گروهى ديگر به استناد «... لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ ...» (تحريم، ٦) به عصمت آنان قائلند.
|
آن چنان كه كاتب وحى رسول |
ديد حكمت در خود و نور اصول |
|
|
خويش را هم لحن مرغان خدا |
مىشمرد آن بُد صفيرى چون صدا |
|
|
لحن مرغان را اگر واصف شوى |
بر مراد مرغ كى واقف شوى |
|
|
گر بياموزى صفير بلبلى |
تو چه دانى كو چه دارد گلى |
|
|
ور بدانى از قياس و از گمان |
چون ز لب جُنبان گمانهاى كران |
|
ب ٣٣٥٩- ٣٣٥٥ كاتب وحى: رك: ذيل بيت ٣٢٢٨ و توضيحات آن.
نور اصول: نور اصلى، مقابل پرتو نور وحى كه به عقيده مولانا و بر طبق داستان، از رسول اكرم ٦ بر عبد اللَّه بن سعد ابى سرح تافته بود.
مرغان خدا: فرشتگان و بخصوص جبرئيل و يا رسول ٦ مقصود است.
صفير: سوت.
صدا: پژواك.