شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٣ - مرتد شدن كاتب وحى به سبب آن كه پرتو وحى بر او زد آن آيت را پيش از پيغامبر
دينى به محك نقد علمى در آيد خواهيم ديد كه نظير افسانه ابن ابى سرح اندك نيست.
|
پيش از عثمان يكى نسّاخ بود |
كو به نسخ وحى جدّى مىنمود |
|
|
وحى پيغمبر چو خواندى در سَبقَ |
او همان را وا نبشتى بر ورق |
|
ب ٣٢٢٩- ٣٢٢٨ پيش از عثمان: عثمان يكى از نويسندگان وحى است و ظاهر بيت اين است كه عبد اللّه بن سعد پيش از او شغل كتابت وحى را داشته است. نيكلسون «پيش از عثمان» را پيش از عصر عثمان و نوشتن مصحفها و توزيع آن به دستور وى ترجمه كرده. ولى اين تعبير خالى از دقت است، زيرا اين داستان (كه چنان كه نوشتيم بىاساس است) مربوط به پيش از هجرت و هنگامى است كه رسول ٦ در مكه بود، و از آن زمان تا خلافت عثمان سالها گذشته است.
نسّاخ: آن كه از روى چيزى بنويسد، آن كه از روى كتاب يا نوشتهاى نسخهاى نويسد (لغت نامه). بيت بالا نيز شاهد اين معنى آمده است. ليكن عبد اللّه بن سعد كه از «نسّاخ» مقصود اوست، نسخه بر نمىداشت بلكه آن چه رسول ٦ بر او املا مىفرمود، مىنوشت و البته بيتهاى بعد نيز نشان مىدهد كه مقصود از «نسّاخ» كاتب است نه نسخه پرداز.
سَبقَ: آن چه به طريق مداومت پيش استاد خوانند، و مقصود از سبق در اين بيت آيههاى قرآن است كه از رسول ٦ فرا مىگرفت.
|
پرتو آن وحى بر وى تافتى |
او درون خويش حكمت يافتى |
|
|
عين آن حكمت بفرمودى رسول |
زين قدر گمراه شد آن بو الفضول |
|
|
كآنچه مىگويد رسول مستنير |
مر مرا هست آن حقيقت در ضمير |
|
|
پرتو انديشهاش زد بر رسول |
قهر حقّ آورد بر جانش نزول |
|