شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٩ - خدو انداختن خصم در روى امير المؤمنين على(ع) و انداختن على شمشير را از دست
|
عالم ار هژده هزار است و فزون |
نيست اين هجده به هر چشمى زبون |
|
ب ٣٧٥٦- ٣٧٥٢ به هم: با هم، با يكديگر.
نعم: آرى.
آويزان: وابسته.
سحر عين: چشم بندى.
لطف: تأييد حق تعالى به دوام مشاهدت، و لطف خفى آن است كه سبب آن معلوم نبود.
هجده هزار است فزون: «لَقَد خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالى أَلْفَ أَلْفَ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفَ آدَم» (سفينة البحار، ج ٢، ص ٢٢٩).
زبون: خوار، در خور ديدن.
اين بيتها بيان مراتب كشف حقيقت است براى اشخاص. در بيتهاى پيش هماورد على (ع) پرسيد چه حقيقتى بر تو كشف گرديد كه مرا وا گذاشتى و از كشتنم در گذشتى و باز مىپرسد (و يا اينكه مولانا خود عنوان مىكند) كه سبب اختلاف مراتب كشف و شهود براى مردمان چيست، و چرا كسانى كه به ظاهر از جهت قوّت فهم و ادراك يكى هستند (قول معتزله) چنان در ديدن حقيقت مختلفند كه فى المثل يكى «ماهى» مىبيند و ديگرى «سه ماه» مىبيند و سومى هيچ نمىبيند.
تو اى على موجب اين اختلاف را مىبينى. بعض شارحان، فاعل آويزان را سه كس گرفتهاند هر چند وجهى دارد ليكن دور مىنمايد. فاعل چنان كه نوشتيم علت اختلاف است. گويد اين علت به تو وابسته است (تو آن را مىدانى) و من نمىدانم.
در توضيح «يك ماه» و «سه ماه» شارحان نظرهاى گوناگون دادهاند. انقروى «سه ماه» را ماه، خورشيد، و عقل كل معنى كرده است و نيز احتمال مىدهد مقصود