شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شير به شكار
رحمت: مأخذ آن حديث: «الجَمَاعَةُ رَحْمَةٌ وَ الفُرْقَةُ عَذَابٌ». (احاديث مثنوى، ص ٣١، از الجامع الصغير، كنوز الحقائق. و رك: مسند احمد حنبل، ج ٤، ص ٢٧٨).
مأخذ حكايت داستانى است معروف كه در كتاب قصّههاى عربى و فارسى آمده و مرحوم فروزانفر آن را در مأخذ قصص و تمثيلات مثنوى (ص ٢٨- ٢٩) آورده است.
مولانا چنان كه عادت اوست، اين داستان را از معنى ظاهرى آن بر گردانده و در قالب معنى عرفانى ريخته است. در تعبير او شير مظهر مرد كامل يا ولى، يا مرشد است. و روباه و گرگ و شكال مظهر مردمى شكم باره كه جز در پى خورد و خوراك و پرورش جسم نيستند. شير مقامى ارجمند دارد و همنشينى و همراهى گرگ و شكال در خور او نيست ليكن به ضرورت با روباه و شكال هم سفر مىگردد.
چنان كه ولى كامل براى ارشاد بندگان و تنبيه آنان ناچار بايد با ايشان به سر برد.
چه او خود رحمت حق است و واسطه رحمت بر ديگر بندگان و خدا رحمت خود را بر آدميان به واسطه حجّتهاى خويش نازل فرمايد. در ذيل بيتهاى ديگر در اين باره توضيح بيشتر داده خواهد شد.
|
أمرِ شاوِرْهُم پيمبر را رسيد |
گر چه رايى نيست رايش را نَديد |
|
|
در ترازو جو رفيق زر شده است |
نى از آن كه جو چو زر گوهر شده است |
|
|
روح قالب را كنون همره شده است |
مدتى سگ حارس درگه شده است |
|
ب ٣٠٢١- ٣٠١٩ شاوِرهُم: با آنان راى زن، مشورت كن. مأخوذ است از آيه شريفه: ... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ...» (آل عمران، ١٥٩).
را: علامت فك اضافه كه معنى كسره اضافه دهد (رايى همانند راى او نيست).
نَديد: مانند.