شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٦٩ - پرسيدن پيغامبر
ما را وسيلت شناختن حقيقت قرار داده است، اگر براى نشان دادن حقيقت نبود ما كى مىتوانستيم كه روى نيكو رخساران را نشان دهيم. اما بهتر آن كه خاموش باشى تا حق در آن جا كه بايد (رستاخيز) آشكار شود.
|
ليك در كش در نمد آيينه را |
گر تجلّى كرد سينا سينه را |
|
|
گفت آخر هيچ گنجد در بغل |
آفتاب حقّ و خورشيد ازل |
|
|
هم بغل را هم دغل را بر درد |
نى جنون مانَد به پيشش نى خِرد |
|
ب ٣٥٥٤- ٣٥٥٢ آينه در نمد كشيدن: ١) نهادن آينه در پوششى نمدين براى محافظت آن:
|
شام رسيد اى ولد آينه نه در نمد |
ز آن كه چو ظلمت شود نقش نبينى دگر |
|
(ديوان سلطان ولد، ص ١٥٩، به نقل از لغتنامه) ٢) روى تافتن و چشم بر هم نهادن:
|
هر جا كه بينى شاهدى چون آينه پيشش نشين |
هر جا كه بينى ناخوشى آيينه در كش در نمد |
|
(ديوان شمس، فرهنگ نوادر لغات، ص ١٨٧) ٣) خاموش شدن، سخن نگفتن:
|
ز سخن ملول گشتى كه كسيت نيست محرم |
سبك آينه بيان را تو بگير و در نمد كن |
|
(ديوان شمس، جزء چهارم، ص ٢٢٢) و در بيت مورد بحث همين معنى مناسب مىنمايد.
تجلّى كردن: تافتن و روشن ساختن.
سينا: يا طور سينا كوه معروفى است در قسمت جنوبى شبه جزيره سينا كه امروز