شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٤٩ - قصه مرى كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى
عمل: كار.
وقت لقا: هنگام ديدار.
داستان چينيان و روميان مثالى است براى فرق ميان علم حصولى و علم حضورى. چينيان مظهر طالبان علم حصولىاند كه بايد آن را با كوشش و از سواد و دفتر به دست آرند و روميان مظهر علم حضورىاند كه تحصيل آن نيازى به مقدمات از قبيل كتاب و دفتر و تعليم معلم ندارد. صوفيان سينه را از آلايشها پاك مىكنند، تا همچون آينه قابل انعكاس گردد:
|
دفتر صوفى سواد و حرف نيست |
جز دل اسپيد همچون برف نيست |
|
١٥٩/ ٢ همين كه با تحمل رياضت و مراقبت بر عبادت، درون روشن گرديد علم از سوى بارى تعالى بر آن پرتو مىافكند:
|
بىز تقليدى نظر را پيشه كن |
هم براى عقل خود انديشه كن |
|
٣٣٤٤/ ٦ نمونه اين دو علم و يا بهتر بگوييم، دو نمونه وقوف بر حقيقت از آن چه در باره ملاقات ابو سعيد ابو الخير و ابن سينا نوشتهاند بخوبى روشن است كه ابو على گفته است: «هر چه من مىدانم او مىبيند و ابو سعيد گفته است هر چه ما مىبينيم او مىداند» (اسرار التوحيد، ج ١، مقدمه، ص چهل و سه).
|
آن صفاى آينه لا شك دل است |
كو نقوش بىعدد را قابل است |
|
|
صورت بىصورت بىحدّ غيب |
ز آينه دل دارد آن موسى به جيب |
|
|
گر چه آن صورت نگنجد در فلك |
نه به عرش و كرسى و نى بر سَمَك |
|
|
ز آن كه محدود است و معدود است آن |
آينه دل را نباشد حد بدان |
|
ب ٣٤٨٨- ٣٤٨٥