ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٨ - فصل(١) خبرهاى غيبى آن حضرت
از گفته رسول خدا ٦ است يا از پيش خود تو است؟ گفت: برخى از سخن رسول خدا است و برخى از خود من، امام ٧ فرمود: پس تو در اين صورت شريك رسول خدا ٦ ميباشى؟ گفت: نه، فرمود: آيا وحى الهى بتو رسيده؟ گفت: نه، فرمود: آيا پيروى و اطاعت تو واجب است همچنان كه اطاعت رسول خدا ٦ واجب است؟ گفت: نه، يونس گويد: پس آن حضرت بمن نظر كرده فرمود: اى يونس بن يعقوب اين مرد پيش از اينكه سخن بگويد: خود را محكوم كرد سپس بمن فرمود: اى يونس اگر علم كلام را خوب ميدانى با او سخن بگوى، يونس گفت: اى بسا افسوس (كه من نيكو نميدانم) و آنگاه گفتم: قربانت گردم شنيدم شما از علم كلام نهى كردى و ميفرمودى: و اى بحال اصحاب كلام! ميگويند اين درست مىآيد و آن درست نميآيد، اين گذرا است و بنتيجه ميرسد و آن نميرسد، اين را ميفهميم و آن ديگر را نمىفهميم؟ فرمود: من گفتم: واى بحال مردمى كه گفتار مرا رها كردند و بدنبال آنچه خود ميخواهند رفتند، سپس بمن فرمود: بيرون برو و هر يك از متكلمين را ديدى نزد من آور، گويد: پس من بيرون رفتم و حمران بن اعين كه خوب علم كلام را ميدانست با محمد بن نعمان احول كه مردى متكلم بود، و هشام بن سالم و قيس ماصر كه آن دو نيز از متكلمين بودند آوردم، و چون همه در مجلس جا گرفتيم و ما در خيمه بوديم از امام صادق ٧ كه كنار كوهى از اطراف حرم زده شده بود و اين جريان چند روز پيش از ايام حج بود، پس آن حضرت سر خويش از خيمه بيرون آورد و چشمش افتاد بشترى كه ميدود (و