ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٥ - باب(١٣) در بيان شمهاى از اخبار امام صادق(ع) و سخنان آن بزرگوار
(يعنى محمد) همان مهدى (معروف) است (كه رسول خدا ٦ خبر داده) پس بشتابيد تا با او بيعت كنيم، منصور (دوانيقى نيز در تائيد گفته او) گفت: براى چه بيهوده خود را گول ميزنيد، بخدا بخوبى دانستهايد كه مردم در برابر فرمان هيچ كس مانند اين جوان يعنى محمد بن عبد اللَّه گردن ننهند، و از احدى بمانند او فرمان پذير نشوند؟ همگى گفتند: آرى بخدا راست گفتى، اين چيزى است كه بخوبى ميدانيم، پس (روى اين سخنان) همگى با محمد بيعت كرده و دست بدست او دادند، عيسى (پسر عبد اللَّه بن محمد بن عمر بن على ٧) گويد: فرستاده عبد اللَّه بن حسن نزد پدرم (عبد اللَّه بن محمد) آمده و پيغام آورد كه عبد اللَّه بن حسن گويد: ما در اينجا براى كارى (مهم) گرد آمدهايم (و شما نيز لازم است حضور بهمرسانيد) و چنين پيغامى نيز بامام صادق ٧ داد، و ديگرى جز عيسى گفته است: كه عبد اللَّه بن حسن بحاضران در مجلس گفت: جعفر بن محمد را نخوانيد زيرا ميترسم كار را بر شما تباه سازد (و حاضر باين بيعت نشود)- عيسى بن عبد اللَّه گويد: پس پدرم مرا فرستاد و گفت: بنگر براى چه كارى انجمن كردهاند، پس من بنزد ايشان آمده ديدم محمد بن عبد اللَّه روى پارچه (يا بوريائى) كه بالاى آن پيچيده بود نماز ميخواند، پس بآنها گفتم: پدرم (عبد اللَّه) مرا بنزد شما فرستاده كه از شما بپرسم براى چه انجمن كردهايد؟ عبد اللَّه بن حسن گفت: انجمن كردهايم كه با مهدى يعنى همان پسرش (كه او را مهدى موعود ميدانستند) بيعت كنيم، عيسى گويد: در اين هنگام جعفر بن محمد عليهما السّلام نيز وارد شد، پس عبد اللَّه بن حسن جائى پهلوى خويش براى آن حضرت باز كرد، و همان سخنان كه