ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٥٧
مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته و نور رويش سياهى موى ريش و سرش را فرا گرفته پدرم بفداى فرزند بهترين كنيزان.
فصل (٥) اما در باره روش و سيره آن بزرگوار نيز پس از قيام و ظهور او و طريقه حكم كردن و آنچه خداوند از معجزات او آشكار سازد رواياتى رسيده چنانچه پيش از اين نيز گذشت:
١- مفضل از امام صادق ٧ روايت كرده كه فرمود: آنگاه كه خداوند بحضرت قائم ٧ اجازه خروج دهد، آن جناب بمنبر رود و مردم را بسوى خويش دعوت كند، و بخدا سوگندشان دهد، و بحق خويش آنان را بخواند، و باينكه در ميان آنان بروش رسول خدا ٦ رفتار كند، و بكردار آن جناب عمل كند، آنگاه خداوند جبرئيل را ميفرستد كه نزد او بيايد و او در حجر اسماعيل نزد آن حضرت بيايد و بگويد: بچه چيز مردم را ميخوانى؟ حضرت قائم دعوت خود را باو خبر دهد، جبرئيل گويد: من نخستين كس هستم كه با تو بيعت نمايم دست خويش را (براى بيعت) باز كن پس دست بدست آن حضرت نهد، و متجاوز از سيصد و ده مرد نزد او بيايند و با او بيعت كنند، و در مكه بماند تا يارانش بده هزار نفر برسد، سپس از آنجا بمدينه رهسپار شود.
٢- محمد بن عجلان از امام صادق ٧ روايت كند كه فرمود: آنگاه كه حضرت قائم ٧