ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣٢ - باب(٣٨) در ذكر كسانى كه امام دوازدهم(ع) را ديدهاند و بيان شمه از معجزات آن حضرت
٦- و از ابى عبد اللَّه بن صالح روايت كند كه آن حضرت را در برابر حجر الاسود (در مسجد الحرام) ديده در وقتى كه مردم براى بوسيدن آن كشمكش ميكردند، و آن حضرت ٧ ميفرمود: باين كار مأمور نشدهاند! (شايد مقصود اين باشد كه بچنگ زدن بدامان امام مأمورند، و آن را رها كرده براى رساندن دست بحجر الاسود اين گونه كشمكش ميكنند، يا مقصود اين است كه در چنين مزاحمتى دستور بوسيدن نيست بلكه بايد بدست اشاره كنند و بگذرند).
٧- و از ابراهيم بن ادريس روايت كرده از پدرش كه گفت: من حضرت مهدى ٧ را پس از رحلت حضرت عسكرى ٧ ديدم در زمانى كه بزرگ شده و نزديك ببلوغ رسيده بود و دست و سرش را بوسه زدم.
٨- و از احمد بن نصر از قنبرى (كه نسبش بقنبر خادم امير المؤمنين ٧ ميرسد) روايت كرده كه گفت: نام جعفر بن على (جعفر كذاب) بميان آمد، و قنبرى او را بد گفت، من گفتم: جز او كسى نيست؟ گفت: چرا، گفتم: آيا تو او را ديدهاى؟ گفت: او را نديدهام ولى ديگرى جز من او را ديده، گفتم: آن ديگرى كه او را ديده كه بود؟ گفت: همين جعفر دو بار او را ديده است.
٩- و از عمرو اهوازى روايت كند كه گفت: حضرت عسكرى ٧ امام قائم عليهما السّلام را بمن نشان داد و فرمود: صاحب و امام شما اين است.
١٠- و از ابى نصر طريف خادم روايت كرده كه او نيز آن حضرت ٧ را ديده است.