ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٩٨ - باب(٣٠) جريان آمدن حضرت هادى
و ضمنا امير المؤمنين مشتاق ديدار و زيارت شما است و دوست دارد تجديد عهدى با شما كرده شما را از نزديك ببيند، اگر مايل بزيارت و ماندن در پيش او تا هر زمان كه خواسته باشى هستى، خود و هر كس از خانواده و غلامان و اطرافيانت كه ميخواهى برداشته و با كمال آرامش و آسودگى خاطر بسوى خليفه حركت فرما و هر طور كه خواهى راه را طى كرده و هر روز كه خواستيد فرود آئيد، و اگر بخواهيد و مايل باشيد يحيى بن هرثمة پيشكار مخصوص امير المؤمنين و لشكريانى كه همراه او هستند همراه شما باشند، و در منزل كردن و راهپيمائى همه جا در ركاب شما باشند، و البته اختيار اين كار بدست شما است اگر بخواهيد باشند و گر نه خودشان جداگانه باز گردند، و ما او را براى انجام فرمان شما خدمتتان روانه كرديم، پس از خدا مدد و خير طلبيده كوچ كن تا بنزد امير المؤمنين بيائى كه هيچ يك از برادران و فرزندان و خانواده و نزديكانش نزد او محبوبتر و ارجمندتر و پسنديدهتر از تو نيستند و او نيز بكسى نگرانتر و مهربانتر و خوشرفتارتر از تو نيست، و هيچ كس براى آرامش خاطر خليفه از شما بهتر نيست، و السّلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته. نگارنده: ابراهيم بن عباس بتاريخ ماه فلان (يا ماه جمادى الآخرة) از سال دويست و چهل و سه هجرى.
چون نامه بحضرت هادى ٧ رسيد حضرت آماده كوچ كردن و رفتن بسامرا شده و يحيى بن هرثمة نيز با او رهسپار شده تا بسامرا رسيدند، و چون آن جناب بآنجا رسيد متوكل (با آن همه وعدهها كه داده و احتراماتى كه در نامه كرده بود) يك روز خود را از آن حضرت پنهان كرد و آن جناب را در كاروانسرائى كه معروف بكاروانسراى گداها بود فرود آوردند و آن روز را در آنجا بماند تا اينكه بدستور