ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨٦ - باب(٢٨) ذكر شمه از نصوص و اشارتى كه در باره امامت آن حضرت رسيده است
باب (٢٨) ذكر شمه از نصوص و اشارتى كه در باره امامت آن حضرت رسيده است:
١- ابن قولويه (بسندش) از اسماعيل بن مهران براى من روايت كرده گفت: چون امام جواد ٧ خواست براى نخستين بار از مدينه ببغداد رود هنگام بيرون رفتنش باو عرضكردم: قربانت گردم من از اين راهى كه ميروى بر تو نگرانم پس از شما امر امامت بكه منتقل شود؟ حضرت با روى خندان بجانب من برگشته فرمود: آنچه تو گمان ميكنى امسال نيست (و من باز خواهم گشت) چون معتصم او را طلبيد (و براى دومين بار بنزد معتصم ببغداد ميرفت) پيش او رفته عرضكردم: قربانت شما ميرويد، بفرما پس از شما امر امامت با كيست؟ حضرت گريست تا اينكه محاسنش تر شد آنگاه رو بمن كرده فرمود: اين بار براى من نگرانى و خطر هست، و پس از من كار امامت با پسرم على است.
٢- و از خيرانى از پدرش روايت كرده كه گفت: من گماشته و ملازم در خانه حضرت جواد ٧ بودم و احمد بن محمد بن عيسى اشعرى هر شب هنگام سحر مىآمد تا وضع بيمارى حضرت را بداند، و هر گاه فرستاده حضرت جواد كه ميان آن حضرت و ميان خيرانى پيغام مىآورد و ميبرد پيش خيرانى مىآمد احمد بن محمد برميخاست و ميرفت و آن فرستاده با خيرانى خلوت ميكرد، خيرانى گويد: شبى