ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢٢ - باب(١٦) در بيان شمه از معجزات و نشانههاى امامت حضرت موسى بن جعفر
موسى بن جعفر ايستاده مانند كسى كه بآواز شير گوش ميدهد، شير پيش آمده دست خود را بر كپل استر نهاد، از اين منظره ترس زيادى مرا گرفت، آنگاه ديدم شير بكنارى رفت، و موسى بن جعفر عليهما السّلام رو بجانب قبله كرده شروع بدعا كرد و لبانش را بسخنى مىجنباند كه من نمىفهميدم، سپس با دست خود اشاره بشير كرد كه برو، شير همهمه زيادى كرده (و صداهائى درهم و برهم ميكرد) و حضرت ميگفت:
آمين، آمين، و پس از اين جريان شير رفت تا از نظر ما پنهان شد و موسى بن جعفر ٧ براه خود ادامه داد و من نيز بدنبال آن حضرت روان شدم، همين كه از آنجا دور شديم نزديك رفته عرضكردم:
قربانت گردم! جريان اين شير چه بود؟ و بخدا من از آن شير بر تو ترسيدم و از طرز بر خوردش با شما در شگفت شدم؟ فرمود: شير پيش من آمده بود و از دشوار زائيدن جفتش بمن شكوه كرد و از من خواست از خدا بخواهم او را آسوده كند، من اين كار را كردم و بلدم افتاد كه آن شير ماده (جفت اين شير) بچه نرى ميزايد، و من اين جريان را نيز بدو خبر دادم، پس آن شير بمن گفت: برو در پناه خدا اميدوارم خدا هيچ يك از درندگان را بر تو و بر فرزندان و ذريه تو و بر شيعيانت مسلط نگرداند، من نيز گفتم: آمين.
و روايات در اين باب بسيار است و در آنچه ما در اينجا نقل كرديم كفايت است چنانچه روش ما بر اختصار است و پيش از اين نيز بهمين روش رفتار كردهايم و المنة اللَّه تعالى.