ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٢١ - باب(١٦) در بيان شمه از معجزات و نشانههاى امامت حضرت موسى بن جعفر
بن يقطين معمولا در اطاقى خلوت براى وضوء و نماز ميرفت، پس هارون وقت نماز پشت ديوارى ايستاد بطورى كه على بن يقطين را ميديد ولى على بن يقطين او را نميديد، پس آب براى وضوء خواست، و سه بار آب در دهان گردانده و سه بار در بينى كشيد، و سه بار روى خود را شسته و لابلاى موهاى صورت را آب رسانده، و از سر انگشتان تا مرفق را سه بار شست و همه سرش را مسح كرد و گوشها را دست كشيد و پاهاى خود را سه بار شست و هارون در تمام اين احوال او را نگاه ميكرد، و چون ديد كه على بن يقطين چنين كرد خود دارى نتوانست و آمد خود را بعلى بن يقطين نشان داده و آواز داد: اى على بن يقطين دروغ گويد هر كس كه بپندارد تو رافضى هستى، و از آن پس وضع او در پيش هارون نيكو شد، و پس از اين جريان بدون سابقه (نامهنگارى از طرف على بن يقطين) نامه از حضرت موسى بن جعفر ٧ باو رسيد كه اى على بن يقطين از اين ساعت ببعد چنانچه خداوند دستور فرموده وضوء بگير، روى خود را براى وجوب يك بار بشوى و بار ديگر براى شاداب شدن بشوى و دستهاى خود را دو بار همچنان از مرفق بشوى، و پيش سر را با روى دو پا با زيادى آب وضوء مسح كن، زيرا آنچه بر تو ترسيده ميشد از بين رفت، و السلام.
٦- على بن حمزه بطائنى روايت كند كه روزى حضرت موسى بن جعفر ٧ از مدينه بسوى مزرعه كه در بيرون مدينه داشت برفت و من نيز همراهش بودم، آن جناب سوار استرى بود و من بر الاغى كه داشتم سوار بودم، مقدارى از راه كه رفتيم شيرى سر راه ما آمد من از ترس عقب كشيدم و آن جناب بدون واهمه جلو رفت، پس من ديدم شير در برابر آن حضرت زبونى كرده همهمه ميكند و آوازى ميدهد