ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٠ - فصل(١) نصوصى كه در باره امامت او رسيده
٥- ابن ابى نجران از منصور بن حازم روايت كند كه گفت: بامام صادق ٧ عرضكردم:
پدر و مادرم بقربانت (كسى از پيش آمدهاى روزگار ايمن نيست و) مرگ هر صبح و شام بسراغ مردم مىآيد پس اگر چنين پيش آمدى براى شما كرد پس از شما امام كيست؟ حضرت فرمود: اگر چنين پيش آمدى كرد اين امام شما است- و دست بشانه راست موسى بن جعفر ٧ زد- و او چنان كه در نظر دارم پنج ساله بود (يا قدش پنج وجب بود) و عبد اللَّه بن جعفر نيز با ما نشسته بود (كه امام صادق ٧ اين سخن را گفت و با اين احوال انكار امامت آن حضرت را كرده و خود مدعى امامت شد).
٦- ابن ابى نجران از عيسى بن عبد اللَّه روايت كند كه گفت: بامام صادق ٧ عرض كردم: اگر خداى نخواسته پيش آمدى كرد (و شما از دنيا رفتيد) از كه پيروى كنم؟ حضرت بفرزندش موسى اشاره كرد، عرضكردم: اگر براى موسى پيش آمدى شد از كه پيروى كنم؟ فرمود: از پسرش عرضكردم:
اگر براى پسرش پيش آمدى كرد؟ فرمود: از پسرش، عرضكردم: اگر براى او پيش آمدى كرد و برادر بزرگى با پسر كوچكى بجاى گذاشت (بكدام يك اقتداء كنم) فرمود: به پسرش و هم چنين است هميشه.
٧- فضل از طاهر بن محمد (خادم امام صادق ٧) روايت كند كه حضرت صادق ٧ را ديدم فرزندش عبد اللَّه را سرزنش ميكرد و پند ميداد و باو مىفرمود: چرا تو مانند برادرت نيستى، بخدا من در چهره او نورى مىبينم، عبد اللَّه گفت: مگر من با او از يك پدر و مادر نيستيم و ريشه من و او يكى نيست؟ حضرت صادق ٧ فرمود: او جان من است و تو پسر منى.