ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧ - فصل(١) احوال زيد بن حسن ع
بسيار كرده، و مردمان از جاهاى دور و نزديك بخاطر بهرهگيرى از او بسويش رهسپار بودند، و مورّخين گفتهاند:
زيد بن حسن همچنان متولى صدقات رسول خدا ٦ بود. تا آنگاه كه سليمان بن عبد الملك بخلافت رسيد نامه بفرماندار خود در مدينه نوشت: كه پس از رسيدن اين نامه من، زيد بن حسن را از منصب توليت صدقات رسول خدا ٦ بركنار و معزول گردان و آن را بدست فلان پسر فلان- كه مردى از بستگانش بود- بسپار، و هر گونه كمكى از تو خواست باو كمك كن. و السّلام، و چون عمر بن عبد العزيز بر سر كار آمد نامه از او بهمان فرماندار مدينه آمد بدين مضمون كه: زيد بن حسن مرد شريف قبيله بنى هاشم و سالمند ايشان است، پس همين كه اين نامه من بتو رسيد صدقات رسول خدا ٦ را باو بازگردان و هر گونه كمكى از تو خواست كمكاريش كن. و السّلام.
و در باره زيد بن حسن محمد بن بشير خارجى اين اشعار را گفته است:
١- هر گاه پسر مصطفى ٦ بدامن كوهى فرود آيد، خشگى (و بىآب و علفى) آنجا برطرف گردد و چوب خشك آن بيابان سبز شود.
٢- و زيد باران بهارى مردم است (در جود و بخشش) در هر زمستانى كه ستارگان باران و رعدهاى (ابر را) بهمراه خود ببرند.
٣- پول ديهها (ى مردم) را بگردن گيرد گويا او چراغ تابناك شبهاى تار است كه ستارگان درخشنده با او قرين گشتهاند.