ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٩ - باب(٩) در ذكر امام پس از حضرت على بن الحسين
٢- و مخول بن ابراهيم از قيس بن ربيع روايت كرده كه گفت از ابى اسحاق سبيعى از حكم مسح كشيدن بر روى كفش (در وضوء) پرسيدم (كه آيا جائز است يا نه؟) ابو اسحاق گفت: من مردم را ديدم كه بر آن مسح ميكنند تا اينكه مردى از بنى هاشم كه هرگز مانندش در علم و دانش نديده بودم برخوردم و او محمد بن على بن الحسين بود، پس من حكم مسح كردن بر كفش را از او پرسيدم، و او مرا از اين كار نهى كرده فرمود: امير المؤمنين ٧ بر كفش مسح نميكرد و ميفرمود: حكم كتاب خدا (يعنى قرآن) بآنچه مردم انجام دهند (و بر كفش مسح ميكنند) پيشى گرفته (يعنى حكم قرآن بر خلاف آن است، و بر طبق دستور قرآن اين كار جايز نيست) ابو اسحاق گفت: از آن روز كه او مرا نهى كرد ديگر بكفش مسح نكردم، قيس بن ربيع نيز گويد: من نيز از آن روز كه از أبى اسحق اين حديث را شنيدم بكفش مسح نكردم.
٣- حسن بن محمد (بسند خود) از عبد الرحمن بن حجاج از امام صادق ٧ برايم حديث كرد كه آن حضرت ٧ فرمود: محمد بن منكدر (كه يكى از دانشمندان اهل سنت است) ميگفت: باور نداشتم على بن الحسين فرزندى بيادگار گذارد كه فضل و دانشش مانند خود او باشد تا اينكه پسرش محمد بن على را ديدم، پس من خواستم او را موعظه كنم و اندرز دهم ولى او مرا موعظه كرد، اصحابش باو گفتند: بچه چيز تو را موعظه كرد؟ گفت: من در ساعتى كه هوا بسيار گرم بود بسوى جايى از اطراف مدينه بيرون رفتم، و در راه بمحمد بن على برخوردم- و او مردى تنومند و فربه بود- ديدم بر دوش دو غلام