ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٨ - باب(٩) در ذكر امام پس از حضرت على بن الحسين
دوم را بشكند و آنچه در آن نوشته شده بدان رفتار كند، و هنگام مرگش آن را ببرادرش حسين ٧ بدهد و باو دستور دهد مهر سوم را بشكند و آنچه در آن است انجام دهد، و حسين ٧ هنگام مرگش آن را بفرزندش على بن الحسين بدهد و همان دستور را باو بدهد، و على بن الحسين آن را بپسرش محمد بن على اكبر بسپارد و همان دستور را بدهد و محمد نيز بفرزندش بسپارد و همچنين تا برسد به آخرين امامان ٧.
و هم چنين روايات و نصوص بسيارى بامامت آن حضرت پس از پدرش از رسول خدا ٦ و امير المؤمنين و حسن و حسين و على بن الحسين ٧ روايت كردهاند.
و اما در باره فضائل آن حضرت، پس روايات بسيارى نقل كردهاند كه ذكر تمامى آنها كتاب را طولانى كند، و براى انجام مقصود در همين چند حديثى كه پس از اين ذكر ميكنيم ان شاء اللَّه تعالى كفايت است: ١- حسن بن محمد (بسند خود) از عبد اللَّه بن عطاء مكى حديث كند كه گفت: نديدم دانشمندان را نزد هيچ كس كه كوچكتر و كم قدرتر باشند (و خود را بيمقدارتر بحساب آورند) همچنان كه در نزد ابى جعفر محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام هستند (و در برابر أحدى اين اندازه فروتنى نمىكنند) و من خود ديدم حكم بن عتيبة را با آن مرتبه كه در ميان مردم داشت در برابر آن جناب همچون كودكى بود كه پيش روى استاد خود نشسته باشد، و جابر بن يزيد جعفى (با آن علم و دانشى كه داشت) هر گاه چيزى از آن حضرت ٧ روايت ميكرد ميگفت: براى من حديث كرد وصى اوصياء، و وارث علوم انبياء:
محمد بن على بن الحسين عليهم السّلام.