ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥٦ - باب(٩) در ذكر امام پس از حضرت على بن الحسين
و مالك بن اعين جهنى (يكى ديگر از شعراى عرب) در مدح او گويد:
١- هر گاه مردم علم قرآن را جستجو كنند، همه قريش جيره خوار اويند.
٢- و اگر گفته شود: پسر دختر پيغمبر كجاست، بدان وسيله بشاخههاى بلندى (از علم و فضيلت) دسترسى پيدا كردهاى.
٣- ستارگانى هستند درخشان براى آنان كه در شب راه روند، و كوههائى هستند كه دانش بسيارى بجاى نهند.
و آن حضرت در سال پنجاه و هفت از هجرت در مدينه بدنيا آمد و در سال يك صد و چهارده در همان جا از دنيا برفت، عمر شريفش در آن زمان پنجاه و هفت سال بود، و او از دو طرف نسبش بهاشم ميرسيد و هم از دو طرف نسب بعلى ٧ ميرسانيد (زيرا چنانچه گذشت مادرش دختر امام مجتبى ٧ بود) و قبرش در مدينه در قبرستان بقيع است.
ميمون قداح از امام صادق از پدرش ٧ حديث كند كه فرمود: وارد شدم بر جابر بن عبد اللَّه انصارى رضى اللَّه عنه، پس بر او سلام كردم و او جواب سلام مرا داده سپس بمن گفت: تو كيستى:- و اين جريان پس از آن بود كه جابر نابينا شده بود- من گفتم: محمد بن على بن الحسين ميباشم، جابر گفت: پسر جان پيش بيا، پس من بنزديك او رفتم و او دست مرا بوسيد آنگاه خم شد پاى مرا ببوسد من بكنارى رفته (و نگذارم اين كار را بكند) سپس بمن گفت: همانا رسول خدا ٦ تو را سلام رسانده!؟ من گفتم: درود خدا و رحمت و بركاتش بر رسول خدا باد، اى جابر چگونه رسول خدا بمن سلام رساند؟ گفت: روزى شرفياب خدمت آن