ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٢ - باب(٧) در بيان شمه از حالات حضرت على بن الحسين
٣- و ابو معمر از عبد العزيز بن ابى حازم حديث كند كه گفت: شنيدم از پدرم ميگفت: در ميان بنى هاشم كسى را برتر از على بن الحسين عليهما السّلام نديدم.
٤- حسن بن محمد بن يحيى (بسند خود) از سعيد بن كلثوم روايت كند كه گفت: شرفياب محضر امام صادق ٧ بودم، پس نام امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ بميان آمد، امام صادق ٧ بسيار او را ستود، و آنچه شايسته آن بزرگوار بود مدحش كرد آنگاه فرمود: بخدا على بن ابى طالب ٧ (كسى بود كه) هرگز چيز حرامى از دنيا نخورد تا از دنيا رفت، و هرگز باو پيشنهاد انجام دو كارى كه مورد خوشنودى خدا بود نشد جز اينكه انجام هر كدام سختتر و دشوارتر بود بر عهده گرفت، و هيچ پيش آمد ناگوار و اندوهناكى براى رسول خدا ٦ پيش نيامد جز اينكه براى برطرف كردن آن على ٧ را ميطلبيد، و اين بخاطر آن اعتمادى بود كه باو داشت، و كسى از اين امت تاب انجام عمل رسول خدا ٦ را جز آن جناب نداشت، و عمل او عمل مردى بود كه خود را گويا ميان بهشت و دوزخ ميديد، كه اميدوار در ثواب اين و ترسناك از عقاب آن بود، و همانا از دارائى خويش هزار بنده خريد و در راه خدا و براى رهائى از دوزخ آزاد كرد، كه بهاى آن را از دسترنج خود و عرق پيشانى داد و با اين حال خوراك خانواده و زن و بچه خود را از زيتون و سركه و خرما ترتيب داده بود (يعنى با خوراكى بسيار ساده آنان را اداره ميكرد و زيادى آن را باين راه مصرف مينمود) و جامهاش جز كرباس نبود كه هر گاه آستين آن بلندتر از دستش بود مقراض را ميخواست و آن را قيچى ميكرد، و كسى در ميان فرزندان و خانواده او از على بن الحسين باو در جامه و دانش شبيهتر نبود، و همانا پسرش أبو جعفر باقر بر او درآمد و پدر را ديد در