ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٩ - باب(٦) در بيان امام پس از حسين بن على
و سه سال، و پس از پدرش سى و چهار سال زنده بود، و در سال نود و پنج هجرى در مدينه از دنيا رفت، و در آن روز پنجاه و هفت سال از عمر شريفش گذشته بود.
امامت آن جناب سى و چهار سال بود، و در بقيع كنار قبر عمويش حسن بن على عليهما السّلام دفن شد و امامت براى او براههائى ثابت شد:
١- باينكه آن حضرت پس از پدر بزرگوارش در علم و عمل برترين مردمان بود، و امامت براى چنين كسى است كه برتر از ديگران باشد نه براى آن كس كه ديگرى از او برتر باشد و گواه بر اين سخن خردهاى مردم خردمند است.
٢- و از آن جمله اينكه او نزديكتر بپدرش حسين ٧ بود و از جهت فضيلت و نژاد سزاوارتر بجانشينى او از ديگران بود، و كسى كه بامام پيشين نزديكتر باشد سزاوارتر بجانشينى او است از ديگران و گواه آن آيه ذوى الارحام است (يعنى گفتار خداى تعالى: «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ ... و خويشاوندان برخى از ايشان سزاوارترند ببرخى در كتاب خدا ...» سوره انفال آيه ٧٥) و داستان حضرت زكريا ٧ كه گفت: «وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ .... و همانا ترسيدم خويشاوندانم را از من و زنم نازا است پس ببخش مرا از نزد خود فرزندى كه ارث برد از من و ارث برد از خاندان يعقوب ...» سوره مريم آيه ٤).
٣- و از آن جمله است اينكه در هر زمان بدليل عقل واجب است امام و پيشوائى باشد، و ادعاى هر كس كه مدعى امامت بود در زمان على بن الحسين ٧ يا هر كس كه ديگران ادعاى امامت او را ميكردند جز آن حضرت فاسد است، و در نتيجه امامت او ثابت گردد، زيرا محال است خالى بودن هر زمانى از امام (و راهنماى دينى).