ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٢ - فصل(١) جريان شهادت آن حضرت و سبب آن
گروههاى مختلف كه در مسجد بودند گفتند: آمين، آمين! و چون كار صلح ميانه حسن ٧ و معاويه چنانچه گفته شد بپايان رسيد آن حضرت بمدينه رفت و در حالى كه خشم خود را فرو مىنشاند و خانهنشين گشته چشم براه دستور خداى عز و جل بود در آنجا بماند، از آن سو ده سال كه از خلافت معاويه گذشت تصميم گرفت براى پسرش يزيد از مردم بيعت بگيرد، پس در پنهانى كسى را بنزد جعدة دختر اشعث بن قيس كه همسر حسن ٧ بود فرستاد كه او را وادار بزهر دادن امام ٧ كند و بعهده گرفت (كه چون اين كار را بكند) او را بهمسرى پسرش يزيد در آورد و صد هزار درهم پول براى او فرستاد (كه اين جنايت را انجام دهد) جعدة آن حضرت را زهر خورانيد، و چهل روز آن جناب بيمار بود و در ماه صفر سال پنجاه هجرى از دنيا رفت، و در آن زمان چهل و هشت سال از عمر شريفش گذشته بود، و مدت خلافتش ده سال كشيد، و كار غسل و كفن كردنش را برادر آن حضرت و وصيش حسين ٧ انجام داد و او را در كنار قبر جدهاش فاطمه (مادر امير المؤمنين ٧) كه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف رضى اللَّه عنها بود در بقيع دفن كرد.
[فصل (١) جريان شهادت آن حضرت و سبب آن]
از جمله رواياتى كه در سبب وفات امام حسن ٧ و داستان زهر خوراندن معاويه آن حضرت عليه- السّلام را چنانچه گفته شد، و جريان دفن آن جناب و آنچه پيش آمد كرد رسيده، روايتى است كه اسماعيل بن مهران (بسندش) از مغيرة حديث كند كه گفت: معاويه كس بنزد جعدة دختر اشعث بن قيس فرستاد كه من تو را بهمسرى پسرم يزيد درخواهم آورد بشرط آنكه تو حسن را زهر دهى، و صد هزار درهم نيز