ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١١٣ - شهادت عبد الله بن حسين و ساير بنى هاشم و حضرت أبا الفضل
و ابو بكر بن حسن بن على بن ابى طالب را عبد اللَّه بن عقبه غنوى تيرى بزد و او را شهيد كرد. چون عباس بن على بسيارى كشتگان خاندان آن حضرت را ديد به برادران مادرى خود كه عبد اللَّه و جعفر و عثمان بودند گفت:
اى برادران من گام پيش نهيد تا من ببينم شما را كه براى خدا و رسولش خيرخواهى كرديد زيرا شما فرزندى نداريد، پس عبد اللَّه رحمة اللَّه عليه پيش رفت و جنگ سختى كرد تا اينكه ميان او و هانى بن شبيب حضرمى دو ضربت رد و بدل شد و هانى او را شهيد كرد. آنگاه جعفر بن على بجاى برادر بميدان آمد او را نيز هانى كشت. عثمان بن على بجاى برادران آمد پس خولى بن يزيد اصبحى تيرى باو زده او را بزمين افكند و مردى از دارم بر او حمله كرده سرش را جدا كرد، و در اين حال لشكر بر حسين ٧ حمله كرده همراهان او را از پاى درآوردند، و تشنگى بر آن حضرت سخت شد، پس آن جناب بر شتر مسناة سوار شده بسوى فرات براه افتاد و برادرش عباس نيز همراه او بود، پس سوارگان لشكر پسر سعد لعنه اللَّه سر راه بر او گرفتند و مردى از بنى دارم در ميان ايشان بود پس بلشگر گفت: واى بر شما ميانه او و فرات حائل شويد و نگذاريد بآب دسترسى پيدا كند، حسين ٧ فرمود: بار خدايا اين مرد را به تشنگى دچار كن! آن مرد دارمى ناپاك خشمگين شد و تيرى بجانب آن حضرت پرتاب كرد آن تير در زير چانه آن حضرت فرو رفت، حسين ٧ آن تير را بيرون كشيد و دست زير چانه گرفت، پس دو مشت آن جناب پر از خون شد، خونها را بهوا ريخت سپس فرمود: بار خدايا من بتو شكايت برم از آنچه اين مردم در باره پسر دختر پيغمبرت رفتار كنند، آنگاه بجاى خويش بازگشت و تشنگى سخت بر او غلبه كرده بود، از آن سو لشكر