ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٩
حاكمى را براى مردم برگزيند مگر اينكه خداوند او را انتخاب نمايد. إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ؛ حكومت، حكومت إلهى است و خدا او را اصْطِفاء و انتخاب كرده است (او صاف و مُصفّى و قابل براى مأموريّت مىباشد). و ثانياً: او علمش زياد بوده و جسمش قوى است؛ خداوند قدرت و مُلك خود را به هر كسى كه بخواهد مىدهد. چون اين مرد داراى علم و جسم گسترده و وسيع است، لذا او را انتخاب كرده و بسط در علم و جسم را به او داده است؛ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ، و خداوند هم واسع و عليم است. خداوند بر أساس علم و وسعتش، طالوتى را كه داراى بسط علمى و جسمى است براى شما برگزيده است.
بيان مفاد: زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
شاهد در اين فقره، استدلال آن پيغمبر است كه فرمود: زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ؛ طالوت علمش زيادتر و جسمش قويتر مى باشد.
أمّا علمش زيادتر است، چون اگر علم زياد شد، راه پيشرفت نسبت به مصالح براى إنسان بيشتر روشن است تا اينكه علم كمتر باشد و إنسان پشت پرده را نبيند و از وقايع خبر نداشته باشد و نتواند مصالح و مفاسد را خوب بسنجد، و در ميان امّت كسى باشد كه از إنسان أعلم باشد؛ در آنصورت إنسان در سطح پائينى حركت كرده است.
و أمّا در جسم قويتر است، يعنى قدرتش بيشتر مىباشد. زيرا او پهلوان جنگى است و به ميدان نبرد مىرود و با جسم حمله ميكند و سران دشمن را روى زمين مىاندازد؛ و اگر فرمانده شخص ضعيف المزاج و لاغرى باشد، و در مقام فرماندهى لشكر از طرف مقابل پهلوانى بيايد و مبارز طلب كند، نمىتواند از عهده او بر آيد، و با يك حمله او در دَم كشته ميشود. پس قدرت جسمى هم لازم است.
در اينجا علم، كنايه از دانايى است و جسم هم إشاره به توانايى مىباشد. يعنى فرمانده بايد كسى باشد كه هم علم و هم جسم، هم دانائى و هم توانائيش در حدّ كافى باشد. اگر در آن زمانى باشد كه بايد به ميدان برود و جنگ تن به تن