ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٣٦
. وَ يُؤَيِّدُهُ اتِّصالُ جَماعَةٍ مِنْهُمْ إلَيْهِ وَ إلَى الائِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ كَشَقيقٍ الْبَلْخىِّ وَ مَعْروفٍ الْكَرْخىِّ وَ أبو يَزيدَ الْبَسْطامىِّ (طَيْفورِ السَّقّآء) كَما يَظْهَرُ مِنْ تَراجِمِهِمْ فى كُتُبِ الْفَريقَيْنِ، فَيَكونُ ما الِّفَ بَعْدَهُ عَلَى اسْلوبِهِ وَ وَتيرَتِه.
خوب توجّه كنيد كه ايشان چه مىخواهند بفرمايند!
كتاب «مصباح» در تلقّى بقبول، همانند «تحف العقول» و «إرشاد القلوب» است
بعد در مقام جواب از إشكالى كه بر «مصباح» شده و او را فاقد سند دانستهاند مىفرمايد: كتابهاى بسيارى الآن در دست داريم كه آنها در واقع سند ندارند، ولى كم كم تلقّى بقبول شده و جزء كتب معمولٌ بها قرار گرفتهاند؛ و «مصباح الشّريعة» از آنها چه كم دارد كه شما آن كتب را مدار براى عمل قرار مىدهيد، و «مصباح الشّريعة» را قرار نمىدهيد؟!
مثلًا كتاب «تحف العقول» حسن بن علىّ بن شعبة، كه تا قبل از كتاب «مجالس المؤمنين» ذكرى از آن و از مؤلّفش در ميان أصحاب ما نبوده است، إلَّا ما نَقَلْناهُ عَنِ الشَّيخِ إبْراهيمَ الْقَطيفىّ در رسالهاى كه در فرقة ناجيه نوشته است؛ او نامى از «تحف العقول» و مؤلّفش برده است و به دنبال آن شيخ حرّ عاملى رحمة الله عليه در كتاب «وسآئل الشّيعة» از «تحف العقول» روايات بسيارى نقل مىكند. و آنچه را كه در «أمل الآمل» از «مجالس المؤمنين» قاضى نور الله شوشترى استفاده كرده است، اكتفا نمودن به مدح كتاب و مدح كاتب آن است.
همچنين مثل «تحف العقول» و مؤلّف آن است در عدم ذكر و جهالت كتاب و راوى آن، «إرشاد القلوب» كه متعلّق به حسن بن أبى الحسن دَيْلَمى است؛ و صاحب «وسآئل الشّيعة» از او بسيار نقل مىكند، و آنرا از جمله كتابهاى معتمدهاى كه از آنها نقل مىشود شمرده، و شهادت به وثاقت مؤلّفين آن داده است؛ با اينكه در آنچه به ما و به شيخ حرّ از مؤلَّفات أصحاب رسيده است، هيچ نامى از اين كتاب نيست سَوَى ما نَقَلَهُ عَنِ الشَّيْخِ ابْنِ فَهْد در «عُدَّةُ الدّاعى» كه در بعضى مواضع از مؤلّف آن به عنوان حسن بن أبى الحسن دَيْلَمى ياد كرده است.