ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤٢
طفل شيرخوارى كه بايستى فقط از شير نرم و ملايم مادر، آنهم بصورت مكيدن از پستان (چون دندان ندارد تا غذا بجود) تغذيه نمايد، اگر يك لقمه از غذاى شيرين و چرب در دهان او بگذارند، بدون شكّ آن طفل فوراً خفه مىشود. يا شخصى كه بيمار است و در بيمارستان بسترى است و طبيب هم او را حتّى از خوردن غذاهاى عادى و معمولى منع كرده است، اگر براى او يك غذاى مطبوعى درست كنند و به او بدهند، فوراً مىميرد. أمّا آن غذاهاى سنگين براى يك جوان پهلوانى كه مىتواند از عهده هضم آن برآيد إشكال ندارد.
بناءً عليهذا، تساوى در خوردن غذا در همه موارد، و تساوى در أمر و نهى و تساوى در تحمّل مشكلات، و نيز تساوى در فهم و علم نسبت به همه موارد و مصاديق ظلم محض است. و أساساً اين مسأله، وجداناً و عقلًا و شرعاً غير معقول مىباشد.
در حكومت إسلام، حقّ مسلمان با حقّ أهل ذمّه متفاوت است
در نظام إسلامى، آن عدّه از أفرادى كه به پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم إيمان آوردهاند و قلباً به قرآن و إسلام اعتقاد تامّ پيدا نمودهاند، چون متعهّد شدهاند كه بار سنگين دولت إسلام را بر دوش بكشند و در راه حفظ نظام جهاد و فداكارى نمايند، داراى أحكام مخصوصى هستند؛ زيرا آنان جزء پيكره حكومت إسلام مىباشند. از اينجهت إسلام براى آنان يك سلسله أحكام سنگين ترى خاصّ به خود آنها وضع نموده است.
و أمّا غير مسلمين (يهوديان و مسيحيان و مجوسيان) كه أساساً رسول الله و دين إسلام و قرآن را قبول ندارند، بلكه فقط براى گذران زندگى به كشور إسلامى پناهنده شدهاند، و بعنوان ذمّى و تحت لواء آن مذهبى كه أصل آن را قبول ندارند، در آمدهاند و داراى أحكام و قوانين مخصوص به خود مىباشند، نمىشود همه أحكام سياسى و اجتماعى، بر آنها و أفراد مسلمان بطور يكسان بار شود.