ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٠
زحمت بكشد علماً و عملًا، آيا خدا به او قسمت كند كه أصل و حقيقت وحدت وجود را بفهمد يا نه؟! اين از أسرار است و نمىشود اين را به همه كس گفت.
اگر إنسان به كسى بگويد: وجود واحد است، او از اين كلام چه إدراك مىكند؟ مىگويد: اين حرف معنيش اينست كه: يك وجود بيشتر تحقّق ندارد و آن، همان وجود ذات أقدس پروردگار است؛ يعنى همه چيز خداست. و لذا خيال مىكند: إنسان خداست، خنزير خداست، كلب هم خداست، قاذورات خداست، زانى خداست، مَزْنىّ خداست.
اين كفر و شرك است. وحدت وجودى نمىگويد: زانى و مزنىّ خداست، كلب و خنزير خداست. او نمىگويد: إنسان خداست؛ نمىگويد: بالاتر از إنسان (فرشتگان) خدا هستند؛ و نمىگويد: ملائكة مقرّبين و روح خدا هستند. او نمىگويد: جبرائيل و روح الامين و روح القدس خدا مىباشند.
او مىگويد: اينها همه، موجودات متعيّنه و متقيّده و محدوده و مشخّصه هستند؛ و پروردگار حدّ ندارد. حتّى پيغمبر را با تمام آن بى حدّى كه نسبت به همه موجودات دارد، وليكن نسبت به پروردگار محدود و ممكن است، نمىگويد خداست. وحدت وجودى مىگويد: غير از خدا هيچ نيست!
فرق است بين اينكه بگوئيم: همه چيز خداست. (كُلُّ شَىْءٍ هُوَ اللَه) و يا اينكه بگوئيم: غير از خدا چيزى نيست. وحدت وجودى مىگويد: غير از ذات مقدّس حضرت واجب الوجود على الإطلاق، وجودى در عالم نيست. وجود استقلالى يكى است و بس؛ و او تمام موجودات را فرا گرفته است، وَ لا تَشُذُّ عَنْ حيطَةِ وُجودِهِ ذَرَّه! و هر موجودى را كه شما موجود مستقلّ مىپنداريد، اين استقلال ناشى از نابينائى و عدم إدراك شماست! موجود مستقلّ اوست و بس. تمام موجودات وجودشان وجود ظلّى است؛ وجود تَبعى و اندكاكى و آلى براى أصل وجود است. همه، وجودشان وجودى است قائم به آن ذات