ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٨
دانسته است.
و از جمله، جمال الفقهآء و زين العرفآء حاج ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى عارف و خِرّيت فنّ است. وى در كتاب ارزشمند و گرانمايه «أسرار الصّلوة» خود اين منهج را اختيار كرده است.
از جمله، مرحوم آية الله شيخ على أكبر نهاوندى است. وى در كتاب «بُنيانُ الرَّفيع فى أحوال الرَّبيع» اين كتاب را تأييد مىكند.
اين بود خلاصه و مُحصّل مطلب درباره اين كتاب:
أمّا يكى از إشكالاتى كه بر اين كتاب گرفتهاند اينست كه: اگر اين كتاب از حضرت صادق عليه السّلام است، چطور خود حضرت در ميان سخنان خود استشهاد مىكند به سخنان بعضى ديگر؟
بلى، فى المثل اگر إمام عليه السّلام فقط به كلام أفرادى مانند أبو ذر غفارى و سلمان فارسى استشهاد مىكرد مناسب بود، أمّا أحْنَف بن قيس تميمى، گرچه مرد خوبى بوده و از صحابِى حَسَن است، وليكن سزاوار نيست حضرت صادق عليه السّلام استشهاد به كلام او كنند؛ يا استشهاد كنند به كلام رَبيع بن خُثَيم، و هَرِم بن حَيّان، يا زيد بن ثابت كه أصلًا عثمانى و منحرف بوده و با أمير المؤمنين عليه السّلام همراه نبوده است؛ يا استشهاد كنند به كلام سفيان بن عُيَيْنَه- مثل همين حديثى كه الآن ما درباره فتوى خوانديم- و حل آنكه سفيان بن عُيَيْنه مرد جاهلِ منحرفِ مخالفى بوده است. اين استشهادها چطور مىشود؟! استشهاد حضرت به اينها چه معنى دارد؟!
به كلام چهارده نفر در «مصباح» استشهاد شده، كه يا ضعيف، يا حسن، يا فوق عدالتند
جميع كسانى كه در مطالب اين كتاب به عبارات آنها استشهاد شده است، از اين أفرادى كه نام ميبريم خارج نيستند ١-
: أبو درداء، عُوَيْمِ بن عامر (همان أبو درداى معروف) كه درباره او گفتهاند: هو ضعيفٌ مجهولٌ
٢- أبو ذر غفارىّ، وَ هُوَ مِنْ خيارِ الصَّحابَةِ الصَّادِقُ فى قَوْلِهِ وَ عَمَلِهِ ٣-