ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٨
هلال را هم با اين موضوع خارجى ضميمه كرده و فرموده است[١]: اگر حاكم شرع هم حكم نمود به حلول ماه يا انقضاء آن، باز «صُومُوا وَ أَفْطِرُوا» صادق است؛ با اينكه حاكم خودش ماه را نديده است. و اينطور هم نيست كه ما را از رؤيت هلال خبر دهد كه من ماه را در آسمان ديدم؛ تا با ضميمة يك شاهد عادل، بيّنه صدق كند و در حكم علم باشد؛ نه! اينطور نيست؛ بلكه ملاك نفس حكم حاكم است به اينكه: امروز أوّل ماه است. يعنى حاكم با حكم خود، ماهى را بر روى آسمان جعل مىنمايد و براى آن اعتبار وجود ميكند.
وقتى حاكمى شأنيّت براى حكم كردن داشت و حكم به رؤيت هلال و دخول شهر كرد- حال، مدرك حكم حاكم هر چه ميخواهد و از هر كجا كه ميخواهد باشد، به ما ربطى ندارد- معنيش اينست كه من يك ماهى را در آسمان براى شما جعل كردم و فرض نمودم و إيجاد كردم؛ و همانطور كه بر شما لازم است بر أساس وجود ماه خارجى إفطار كنيد يا روزه بگيريد، اينك نيز بر أساس اين ماه جعلى واجب است إفطار كنيد يا روزه بگيريد!
در اين صورت، حكم حاكم صحيح و از نظر عقلاء بدون إشكال خواهد بود؛ چرا؟ براى اينكه از نظر شرعى بر آن أثرى مترتّب است كه إفطار كردن يا روزه گرفتن باشد.
أمّا اگر كسى در عالم اعتبار بگويد: اين عمارت را اعتباراً معدوم قرار ميدهم (جَعَلْتُها مَعْدومَة) فائدهاى بر آن مترتّب نيست؛ زيرا كه اعتبار او داراى هيچ منشأ أثرى نيست. أمّا در صورتى كه نفس اين اعتبار منشأ أثرى بوده و حكمى بر آن مترتّب باشد، إشكالى ندارد.
در اينجا نيز شارع إسلام حكم را روى رؤيت هلال (أعمّ از خارجى و اعتبارى) آورده است؛ يعنى حكم حاكم بمنزلة جعل اعتبارى هلال در آسمان بوده است و اين داراى نتيجة شرعى است. حكم به يد شارع مىباشد، و او
[١] - اين فرمايش مستفاد از أدلّة ولايت فقيه است.