ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٥
حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ. «زنهاى صالحه، آن زنهائى هستند كه إطاعت مستمرّه و دائمه نسبت به شوهر خود داشته باشند؛ و در غياب شوهر، طبق صيانت و حفاظت خداوند، حافظ ناموس و أموال و شؤون او باشند.» زيرا كه ذيل، مخصوص أمر خانواده است.
بنابراين، إطلاق آيه بجاى خود باقى است؛ و اين فرع، يكى از فروعات متفرّعه از آن حكم كلّى و آن إطلاق است و اختصاصش بمورد زواج، مقيِّد إطلاق و مخصِّص عموم صدر آيه نخواهد بود.
سَلَّمْنا بر اينكه شما بگوييد: اين آيه اختصاص به محيط زواج دارد. ما مىپرسيم: خداوند تبارك و تعالى كه زن را قيّم و سرپرست و صاحب اختيار در خانه و كاشانه كوچك خود به امور جزئيّه و پَست قرار نداده، چگونه او را قيّم قرار ميدهد بر همه خانهها و بيوت امّت (وَ هىَ الدَّوْلَةُ الإسْلاميَّة)؟ آيا قيمومت حكومت كه مطابق است با سرپرستى عامّه، أعظم از قيمومت بيوت نيست؟!
آيا معقول است كه خداوند بگويد: زن نمىتواند قيّم خانه خود باشد، ولى در عين حال ميتواند قيّم تمام مردان و زنان ملّت باشد؟!
آيا ممكن است مسلمانى به زبان بياورد يا حتّى تخيّل كند اين را كه: خداوند تبارك و تعالى زن را قيّم براى ميليونها نفوس (چه مذكّر و چه مؤنّث) قرار داده است، أمّا قيّم براى شوهر خودش قرار نداده است؟! بلكه در درجه شوهر هم قرار نداده، لا لَهُ وَ لا عَلَيْه، و گفته است: بايستى زن پايينتر بوده و مرد بر او قيمومت داشته باشد.
آنگاه ملاحظه ميكنيم كه: كمال زنها را در اين قرار داده و فرموده است: فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ.
«صالحاتِ از زنها، آن أفرادى هستند كه براى شوهرهاى خود در حضور او، دوام طاعت داشته، و در غيبت او نفْس خود و أموال او را حفظ كنند و از دستبرد هوى و هوس و تعدّى نگاه دارند.»