ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٦
أئمّه عليهم السّلام هم با همه أفراد سر و كار داشتهاند و همه قِسم مذاكرات و ردّ و بدلها واقع ميشد؛ لذا معنى بعضى از روايات بسيار ساده و عادى است، بطورى كه قابل فهم براى عموم است؛ و بعضىها دقيق و بعضىها دقيقتر؛ و در بعضى از روايات، معانى غامضهاى وجود دارد كه در غايت صعوبت و إشكال است.
رواياتى كه در «توحيد» صدوق رحمة الله عليه، و فرمايشات حضرت إمام رضا صلوات الله عليه كه بسيارى از آن در «عُيون أخبار الرّضا» وارد است، اينچنين است. در بعضى از خُطَب «نهج البلاغه» معانى دقيقِ سخنان و عبارات أمير المؤمنين عليه السّلام، به اندازهاى أوج مىگيرد كه كسى نمىتواند آن مطالب را إدراك كند! آنوقت إنسان چگونه مىتواند بگويد: تمام اين روايات براى همه قابل فهم است، و ما هر چه ميخواهيم از روايات بدست مىآوريم؟!
از مرحوم آية الله حاج ميرزا أحمد كفائى خراسانى، آقازاده مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد كاظم خراسانى صاحب «كفاية الاصول» نقل شده است كه مىگفت: «من «شرح اصول كافى» از ملّاى قزوينى را ديدم؛ پدرم يكروز گفت: أحمد بيا يك چيزى به تو بگويم! اگر مقدّمات فلسفه را نخوانى از اين روايات هيچ نمىفهمى!».[١]
چرا كه أسرار إلهى و مقام توحيد كه بعد از ساليان دراز علم و عمل براى مؤمنين پيدا ميشود، در وهله أوّل كه پيدا نشده است؛ و آن مؤمنى كه اين معانى را بدست آورده است، نمىتواند آنرا به أفرادى كه بدست نياوردهاند بگويد و إلقاء كند؛ و چه بسا موجب گمراهى آنها ميشود.
بر همين أساس است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم، أسرار
[١] - مجلّة« كيهان انديشه» شماره ١، مرداد و شهريور ١٣٦٤، ص ١٩ در ضمن مصاحبهاى از دانشمند معظّم جناب آقاى سيّد جلال الدّين آشتيانى