ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٤
«اين در صورتى است كه شما با من بيعت كنيد؛ و أمّا چنانچه مرا رها كرده و با ديگرى بيعت نمائيد، در آنصورت من هم مثل يكى از أفراد شما هستم. و اميد است كه من بهترين أفراد شما و مطيعترين و شنواترين فرد شما باشم كه به آن حكومت كمك كرده و سرپيچى ننمايد؛ و إظهار خودپسندى و خودنمائى نكند. و اگر من براى شما وزير باشم بهتر است از اينكه بر شما أمير باشم.»
وَ أَنَا لَكُمْ وَزِيرًا خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّى أَمِيرًا
؛ زيرا در صورت إمارت بر شما، همه مسؤوليّتها بر عهده من خواهد بود؛ و بر من لازم است كه به كتاب خدا و سنّت پيغمبر- بدون هيچگونه تغييرى- عمل كنم. و أمّا در صورتى كه شخص ديگرى عهده دار اين مسؤوليّت شد، از عهده من ساقط است و از دست من هم كارى ساخته نيست؛ و من در حدود شأن و قدرت خودم نسبت به آن حكومت، تا جائى كه بتوانم كمك مىكنم؛ و از همه شما أسمع و أطوع هستم.
خطبه ١٢٩ «نهج البلاغه» در شرائط حاكم إسلام
و در خطبه ديگرى مىفرمايد:
وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِى أَنْ يَكُونَ الْوَالِى عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَآء وَ الْمَغَانِمِ وَ الاحْكَامِ وَ إمَامَةِ الْمُسْلِمِينَ، البَخيلَ فَتَكُونَ فِى أَمْوَالِهِم نَهْمَتُهُ
.[١]
«و حقّاً چنين است كه شما مىدانيد: شخصى كه داراى منصب ولايت و إمارت و حكومت بر فروج (يعنى بر نواميس مردم و زنان مسلمين) و دماء (يعنى بر نفوس و خونهاى مردم) و مغانم (يعنى فَىْء و غنيمت و أموال عمومى و جزيه و خراج و صدقات و زكوات و همچنين هر مالى كه مال عمومى است و اختيارش با حاكم است) و أحكام (أحكامى كه جارى مىشود) و همچنين امامت مسلمين (يعنى پيشوائى مسلمانان) است، سزاوار نيست شخص بخيلى باشد، تا اينكه شهوت خود را در ميان أموال مردم به راه اندازد».
[١] - نَهْمَة: بُلوغُ الْهِمِّةِ فى الشَّهْوَةِ فى الشَّىْء. يُقالُ لَهُ فى هَذَا الامْرِ نَهْمَةٌ، أىْ شَهْوَةٌ. وَ- قَضَى مِنْهُ نَهْمَتَهُ، أىْ شَهْوَتَه. زيرا از اين جهت كه اين شخص مرد بخيلى است و بخل مىورزد